تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
بوفور فراهم ساخته ، امّا اگر انسان نابينا باشد گناه خورشيد چيست ؟ [ 5 ] از خصوصيّات اعراض آنها اين بود كه مدّعى بودند دلهايشان در ظرفهايى بسته نهاده شده و حقايق تازه را نمىپذيرد ، و ميان آنها و پيامبر پرده‌اى وجود دارد كه از پشت آن نمىتوانند پيامبر را ببينند . «
وَ قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ
- گفتند : دلهاى ما از آنچه ما را بدان دعوت مىكنى در پرده است . » دلهاى خود را وادار به انكار و كفر نسبت بدانچه پيامبر آورده بود كرده بودند ، و كوركورانه به / 166 آئين پدرانشان تعصّب مىورزيدند ، و ادّعا مىكردند كه پرده‌ها و حجابهايى چند دلهاى آنان را از پذيرفتن اين دعوت جديد باز مىدارد . آرى ، بىخبرى و نادانى و بزرگ خويشتنى و لجاج همه پرده‌هايى بر دلهاى آنان بود ، و چگونه رسالت آنها را از هم مىدريد ؟ سپس گفتند : حتى اگر دلهايمان نيز سالم مىبود ، گوشهايمان به سبب سنگينى شدن نمىشنود و چشمانمان نمىبيند و اندامهايمان احساس نمىكند زيرا فاصله‌اى كه ميان ما و تو وجود دارد با پرده بسته شده است . «
وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ حِجابٌ
- و گوشهاى ما سنگين است و ميان ما و تو حجابى است . » پس كسى كه دلش رويگردان شود گوشش نيز از پذيرفتن دعوت سنگين مىشود ، هم چنان كه بر چشمش نيز پرده تاريكى مىافتد . سپس غايت تعصّب و شدّت جمود خود را آشكار كردند ، وقتى كه گفتند : «
فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ
- تو به كار خود پرداز و ما نيز به كار خود مىپردازيم . » پس چون تاب گفتگو را نياوردند آن را قطع كردند ، و گفتند : تو بدانچه مصلحت خود مىبينى عمل كن و ما بدانچه اعتقاد داريم عمل مىكنيم و آينده ميان ما و تو داورى مىكند ، و اگر نقشهء رويارويى دارى ما نيز آماده‌ايم . بدين گونه از قرآن روى گرداندند ، پس آيا كسى جز آنها بر گمراهيشان