و هر چه دانش بشريّت پيش مىرود بيشتر به محتواى قرآن نزديك مىشود و عظمت آن را مىشناسد ، بدين معنى كه كاروان انسانيت به سوى تكامل گام بر مىدارد و قرآن همواره پيشاپيش آن حركت مىكند همچون خورشيد كه نورش نزديك و رسيدن بدان محال است .
اين آغازگرى با حقايقى علمى كه اين آيه بدانها اشاره مىكند مناسب است تا وقتى ابعاد آنها را نمىدانيم منكر آنها نشويم ، و از خصايص انسان خردمند نيست / 165 كه آنچه را نمىداند منكر شود ، بلكه بايد براى شناخت آن بكوشد .
[ 4 ] همراه با اين حقيقت كه قرآن كتاب دانش است ، كتاب حكمت نيز هست ، بينشهاى حكيمانهء خود را در دلها نفوذ مىدهد و خرد انسان را از خوابش برمىانگيزد ، و ارادهء او را به تكاپو مىافكند ، و تصميماتش را دقيق مىكند ، و او را پرورش مىدهد و پاك مىسازد . اين همه نتيجهء محتواى نويد و تهديد آن است .
«
بَشِيراً وَ نَذِيراً
- هم مژده دهنده است و هم بيم دهنده . » قرآن ، هيچ پنجرهاى را در دل باقى نمىگذارد مگر آن كه از آن به درون دل نفوذ كند و هيچ زه حسّاسى را رها نمىكند مگر آن كه آن را بنوازد . قرآن ، مردم را به پاداش در دنيا و حسن پاداش آخرت به انواع گوناگون و تقريبا بيشمار ترغيب و تشويق مىكند ، هم چنان كه به انواع عذاب در دنيا و عذاب آخرت آنان را بيم مىدهد .
ولى آيا اين بيان چنين معنى مىدهد كه آيا قرآن در همه مردم تأثير مىگذارد ؟ در اين صورت حكمت آزمايش باطل مىشود . و تمام مردم بر راه هدايت نمىروند .
«
فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ
- بيشترشان از آن اعراض كردهاند و سخن نمىشنوند . » آنها از قرآن خود روى گرداندند ، و حكمت پروردگار نمىخواهد كه آنها را به اكراه وادار كند ، پس اندرز را نمىشنوند ، و اگر واقعا مىشنيدند هدايت مىشدند ، زيرا هرگز نقصى از جانب قرآن وجود ندارد ، بلكه خداوند وسايل هدايت را