اشارههايى به خود قرآن است و آن اشارات به منزلهء همين حروف است ؟ يا اين كلمات نشانههايى رمزى ميان خدا و بندگان اوست كه در علم راسخ و استوارند ؟
همهء اينها احتمال دارد ، و شك نيست كه تمام اينها مراد قرآن است ، زيرا قرآن نشانههايى است رمزى / 163 و بر رمزهاى آن رمزهاست . به نظر مىرسد كلمهء « حم » مبتدايى است كه گفتهء خداى تعالى : « تنزيل » بدان اسناد داده شده پس معنى آن چنين مىشود : « هذا تنزيل من اللَّه - اين كتابى است نازل شده از جانب خدا » .
[ 2 ] رحمت الهى كه در آفرينش او جلوهگر است در كتاب خدا متجلّى مىشود ، رحمتى كه فراگير و پايدار است .
«
تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
- كتابى كه از جانب آن بخشايندهء مهربان نازل شده است . » آيا شمار كنندگان مىتوانند رحمتهاى خدا را بشمارند ؟ هرگز . . . و هر چند نعمتهاى خدا را به شمارش درآرند نمىتوانند آنها را بتمامى بشمارند . پس او بخشايندهاى است كه رحمتش بر هر چيزى گسترده و همه چيز را در برگرفته ، و رحمتهاى او از زمانى كه ما را از خاك آفريد ، و سپس نطفهاى شديم ، تا آن كه ديگر بار در خاك نهان شويم مستمر بوده و دربارهء مؤمنان تا بهشت و پس از آن ادامه مىيابد .
آيا سزا نيست كه ما به سوى اين كتاب كه از جانب پروردگار بخشايندهء مهربان آمده است بشتابيم ؟ چرا . . . . و آيا ما بشرى نيستيم كه خداوند محبّت به كسى را كه به ما نيكى كرده و سپاسگزارى از كسى را كه به ما نعمتى رسانده ، در دلهاى ما به وديعه نهاده است ؟ و آيا مهربانى بيشترى نمىخواهيم ؟ بگذار در پذيرفتن رسالت او كه به نام مهربانى آراسته شده و داراى اين ويژگى است شتاب كنيم .
[ 3 ] گوناگونى و تفاوت ويژگى برجستهء آفريدگان است ، و دانش راستين همان احاطه به شناخت ويژگيهاى چيزها و تفاوتها و نسبت آنها به يكديگر است .
و نيازمنديهاى انسان نيز چيزى است بسيار گوناگون و با تفاوت افزون ،