تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
سرزنش مىشود ؟ [ 6 ] متعصّبان در رويارويى با دعوتهاى راستين به مكرى شيطانى متوسّل مىشوند ، و آن اين است كه ميان دعوت و صاحب آن خلط مىكنند و آن گاه صاحب دعوت را به قدرت دوستى يا جاه طلبى و امثال آن متّهم مىسازند ، و از اينجاست كه از قويترين حجتهايى كه پيامبران - عليهم السلام - بدان استناد كرده‌اند ، تجرّد آنان براى رسالت و جدا شدنشان از شخصيّتهاى خود بوده است ، و اين كه ايشان از مردم مزدى نمىخواستند ( جز آنچه خدا به ايشان داده بود ) و در جستجوى جاه و سلطه يا ثروت نبودند ، و مدّعى هيچ وجه امتيازى با ديگران جز به وحى نبودند . / 167 «
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ
- بگو : من انسانى هستم همانند شما ، به من وحى مىشود . » دعوت ايشان تنها و خالصانه براى خدا بود ، و كار خود را به پروردگار يگانه‌اى كه مردم را به تسليم به دو دعوت مىكردند ، وا مىگذاشتند . «
أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
- همانا خدايتان خدايى يكتاست . » اين همان وجه امتياز اساسى رسالتهاى الهى از هر دعوت باطلى است ، زيرا اين دعوتها مىكوشند مردم را از يك تيرگى به تيرگى ديگر و از يك بندگى به بندگى ديگر ، و از يك غل و بند به غل و بندى ديگر بكشند ، در حالى كه رسالتهاى الهى به نور ، به آزادى و به گسيختن تمام غل و زنجيرها دعوت مىكنند . و اگر حجاب نادانى و تعصّب ( فرقه گرايى ) و لجاجت نباشد ، نور راستى در دعوتهاى پيامبران و پيروان راه ايشان جلوه‌گر و عيان است . «
فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ
- پس مستقيما به دو روى آوريد . » اين دوّمين وجه امتياز است : دعوتهاى باطل طرفداران خود را از انحرافى به انحرافى و از ستمى به ستمى و از اسرافى به امساكى و از افراطى به تفريطى مىخوانند ، در حالى كه رسالتهاى الهى انسان را به حكمت و عدل و راست روى در راه خدا دعوت مىكنند . از آنجا كه مستقيم رفتن به سوى خدا به معنى مقاومت در برابر خواهشهاى