دو به فرمانى غيبى صورت مىگيرد .
[ 69 ] وقتى موضعگيرى انسان نسبت به نشانههاى حقيقت و شواهد آنها از آغاز منفى باشد ، نمىتواند به معارف ( و شناختها ) برسد . آيا كسى را ديدهاى كه اصلا منكر وجود چراغ باشد ؟ چنين كسى چگونه از نور آن روشنايى مىجويد ؟ و اين مشكل بيشتر مردم است ، آنها در نشانههاى خدا مجادله مىكنند ، پس دلها و حتى چشمان خود را به روى اين نشانهها و حقايق نمىگشايند و اين امتناع به سبب موانع و حجابهاى نفسانى است . چگونه مىتوان اينان را از چنين موضعگيرى منصرف كرد ؟
پاسخ اين پرسش را در روش قرآن مىيابيم كه ما را به خدا مىخواند و نشانههاى خدا را به ما يادآور مىشود . قرآن نخست به بررسى اين موضعگيرى منفى در برابر آيات خدا مىپردازد و آن را مجادلهء در آنها مىخواند ، آن گاه پس از آن آيات را عرضه مىدارد .
/ 133 در اين جا مىبينيم كه در مثل قرآن در آيهء ( 35 ) ما را از عاقبت جدال در آيات خدا آگاه مىسازد و مىگويد كه چگونه خداوند بر دل هر متكبّر زورگويى مهر مىنهد ، و تكذيب فرعون را براى ما مثل مىزند كه چگونه بدى كار او در نظرش آراسته و خوب آمد ، و او را از راه هدايت بازداشت ، و در آيهء ( 56 ) ديگر بار به قضيهء جدل در آيات خدا باز مىگردد و بيان مىكند اين جدل چگونه از كبر و بزرگ خويشتنى پايان ناپذير بشر حاصل مىشود . سپس پايههاى اين بزرگ خويشتنى دروغين را با بيان بزرگى آفريننده درهم مىشكند و فرو مىريزد . آن گاه براى بار سوم به همين موضوع در همان آيه مىپردازد تا عاقبت جدل و پاداش آن را در آخرت بيان كند ، و در هر بار مىبينيم كه سياق آيه پس از بر حذر داشتن از عاقبت مجادله در آيات خدا ، پارهاى از آن عاقبت را بيان مىكند تا دل را - كه از حجابهاى برابرى جويى و موضعگيرى منفى نسبت به آيات پاك شده - به نور معرفت و شناخت آباد كند .
«
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ
- آيا نديدهاى