و همچون هيمهاى كه به تنور افكنند ، آنها را به آتش دوزخ پرتاب كنند .
در ضمن اين شكنجهء سخت آنان را به زير استدلال گيرند تا از لحاظ روانى نيز عذابشان را كامل كنند ، و به آنها بگويند : آن شريكانى كه براى خدا مىانگاشتيد ( و مىپنداشتيد كه آنها شما را در صورتى كه مرتكب گناهان شويد از آتش دوزخ رهايى مىدهند ) كجايند ؟ ! گويند : آنها را از دست دادهايم و گم كردهايم ( و هيچ اثرى از آنها نمىبينيم ) . سپس گويند : بيگمان ، در واقع آنها چيزى جز پندارها و خيالها نبودند ، پس به آنان گويند : بنا بر اين عذاب خدا را به پاداش شادمانى ( روانى ) و به ناز خراميدن ( عملى ) خود بچشيد ! / 131 ( و پس از آن كه شكنجهء آنها در قيامت به تمامى رسيد ) آنها را وارد درهاى جهنّم مىكنند كه سرمنزل بسيار بد متكبّران و سركشان است .
و ملاحظه مىشود كه روندى كه از آيهء 35 آغاز شد ، و ما را يادآور جدال در آيات خدا گشته ، نخست پاداش بد مجادله كنندگان در آيات خدا را در دنيا بيان مىكند كه همان مهر نهادن بر دلهاى آنهاست ، و سپس مىگويد كه انگيزهء آنها در اين مجادله كبر و خويشتن بزرگى است ، و به درمان آن مىپردازد ( 65 ) و اكنون پاداش اخروى آنها را بيان مىكند . « 90 »
شرح آيات :
[ 68 ] هر قدر بر نسبت كبر و بزرگ خويشتنى در دل خود غلبه كنى همان قدر به حقيقت نفس خود و حقايق موجودات پيرامون خويش نزديك شدهاى ، و به شناخت پروردگار خود و نامهاى نيكوى او كه در آفريدگان جلوهگر است نزديكى جستهاى . پس اين حركت پويا از مرگ به زندگى و از زندگى به مرگ كه ما را به كشف گوشههايى از اين معمّاى بزرگ در موجودات كه آن را زندگى مىناميم ،
هامش
( 90 ) - برگرفته از تفسير نمونه ، ج 20 ، ص 172 .