از كار فارغ شده ، و ديگر چيزى ( به آفرينش ) نمىافزايد و از آن نمىكاهد ، پس خداوند جلّ جلاله در تكذيب گفتهء آنان گفت : «
غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا ، بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
« 62 » دستهاى خودشان بسته باد . و بدين سخن كه گفتند ملعون گشتند . دستهاى خدا گشاده است به هر سان كه بخواهد روزى مىدهد » . آيا نشنيدهاى كه خداى عزّ و جلّ مىگويد : «
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
« 63 » خدا هر چه را بخواهد محو يا اثبات مىكند و امّ الكتاب ( لوح محفوظ ) نزد اوست » . « 64 » فخر رازى در تفسير اين آيه چندين وجه ذكر كرده كه در چهارمين وجه آنها آمده است : شايد در ميان آنان كسانى بودهاند كه بر مذهب فلسفه بودهاند و آن اين كه خداى تعالى خود موجب ذات خود ( و واجب الوجود قايم به ذات ) است و به وجود آمدن پديدهها از او جز بر يك منوال و طريقه ممكن نيست ، و ذات متعال او بر ايجاد پديدهها از او جز بر يك منوال و طريقه ممكن نيست ، و ذات متعال او بر ايجاد پديدهها غير از طريقهاى كه بر آنها واقع مىشود قادر نيست ، / 114 پس عدم اقتدار بر تغيير و تبديل ( آفرينش پديدهها ) را به بسته بودن دست تعبير كردند .
شناخت خدا به اين سان كه او براستى بر هر چيزى قادر است ، و هر چه بخواهد مىكند ، و اين كه او هم چنان كه آفريدگان را پس از آن كه هيچ نبودند به ابداع آفريد ، قادر است كه هر چه بخواهد ابداع كند ، همان شناختن به حق است و همان است كه انگيزهء ثنا گفتن به دو ، و توصيف او با ستايش و سپاسگزارى است ، و براى كسى كه بر حسب ادّعا و پندار آنان قادر به تغيير چيزى نيست چه حمد و ثنايى رواست ؟
از اين رو اعتراف و شناخت اين قدرت پروردگار يعنى اعتراف به بداء ( نو آفرينى ) بزرگترين عبادت و برترين بزرگداشت است .
در حديث ، از زرارة ، از يكى از دو امام ( امام باقر يا امام صادق عليهما )
هامش
( 62 ) - المائدة / 64 ،
( 63 ) - الرّعد / 39 ،
( 64 ) - موسوعة البحار ، ج 4 ، ص 104 .