سوى اهل بيت ( ع ) سوق مىدهد و آنان را به بهرهمندى از شفاعت اين بزرگواران تشويق مىنمايد ، هرگز به اين علّت نيست كه آنان از خداوند رحيم ، مهربانترند و بندگانى را كه خدا به جهنّم فرستاده ، نجات مىدهند . بلكه حكمت وضع و پذيرش شفاعت ، به خاطر آن است كه اوّلًا : آن ذوات مقدّس ، واسطهء فيض هستند ، چنان كه توضيح داده شد ؛ و ثانياً : از آنجا كه خداوند سبحان براى آمرزش بندگان و رستگارى ابدى آنان به دنبال بهانه است ، از سر تدبير ، بندگان را به درگاه با عظمت قرآن و عترت مىفرستد تا با آن دو گوهر ارزشمند انس بگيرند و ضمن پيروى از دستورات آن دو ثقل گرانبها ، راه مستقيم را بيابند و سعادتمند گردند .
2 . لياقت
دوّمين ركن شفاعت ، لياقت كسى است كه از او شفاعت مىشود . شفاعت نياز به زمينهسازى دارد ، از اينرو قرآن و عترت و ساير شفيعان قيامت ، بدون زمينه ، بدون آمادگى و بدون لياقت ، از كسى شفاعت نخواهند كرد .
باران رحمت الهى براى حاصلخيزى زمين بسيار مفيد است ، امّا همين باران در زمين شورهزار اثر نمىكند ؛ زيرا شورهزار ، استعداد و لياقت دريافت بركات باران را
ندارد . قرآن كريم در آيات تكان دهندهاى ، ضرورت وجود زمينه براى ورود به بهشت را بيان مىفرمايد :
فىِ جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ ، عَنِ الْمُجْرِمِينَ ، مَا سَلَكَكمْ فىِ سَقَرَ ، قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ، وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ، وَ كُنَّا نخُوضُ مَعَ الخَائضِينَ ، وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ، حَتىَّ أَتَئنَا الْيَقِينُ « 1 »
هامش
( 1 ) . مدثّر / 47 - 40