« سَيِّدِي وَ عِزَّتِكَ . . . وَ لَئِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ لَأُخْبِرَنَّ أَهْلَ النَّارِ بِحُبِّي لَك » « 1 »
مولا و آقاى من به عزّتت سوگند . . . و اگر مرا در آتش جهنّم وارد كنى ، به دوزخيان خواهم گفت كه من تو را دوست دارم .
بنابر اين بايد بگوييم كه اين همه اظهار قصور و تقصير و ساير توبهها و انابههايى كه در كلمات ائمّطاهرين ( ع ) نقل شده است ، ناشى از شدّت محبّت اهلبيت ( ع ) به ذات بارى تعالى است . آن ذوات نورانى ، حقيقتاً خود را در مقابل خداوند سرافكنده مىديدند و دلهايشان در محبّت پروردگار متعال مىتپيد . خضوع آنان در مقابل خداوند ، بسيار بيشتر از خضوع گناهكاران است و اين ميزان خضوع ، از شدّت و عظمت معرفت ايشان سرچشمه مىگيرد .
3 ) توبه از قصور در وفادارى تامّ
احتمال ديگرى كه مىتوان براى علّت توبهء أخصّالخواص بيان كرد ، اين است كه اهلبيت ( ع ) ، از ناتوانى در اداى وفاى تام نسبت به نعمتها و محبّتهاى پروردگار متعال ، توبه مىكنند .
بر اساس اين نظريه ، گريه و زارى آن بزرگواران به خاطر اين است كه نمىتوانند آنطور كه شايستهء ذات بارى تعالى است ، شكر نعمتهاى او را به جا آورند و در پيشگاه با عظمت خداى سبحان ، وفاى كامل داشته باشند .
هيچ مخلوقى از مخلوقات خداوند تعالى ، حتّى حضرت ختمالمرسلين ( ص ) و اهلبيت عصمت و طهارت ( ع ) ، قادر نيستند حقّ وفادارى را نسبت به الطاف
هامش
( 1 ) . همان ، ص 595