يَعْلَمُون ، أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلينَ « 1 »
و آنان كه چون كار زشتى انجام دهند و يا بر خود ستم نمايند ، خدا را به ياد آرند و براى گناهان خود آمرزش خواهند - و كيست جز خداوند كه گناهان را ببخشد ؟ - و بر آنچه كردهاند در حالى كه مىدانند اصرار نمىورزند ، آنها پاداششان آمرزشى است از جانب پروردگارشان و بهشتهايى كه از زير آنها نهرها جارى است ، جاودانه در آن باشند ، و خوب پاداشى است پاداش اين عملكنندگان .
در واقع مىتوان گفت : بعد از آنكه گناهان بخشيده شود و انسان ، طاهر شود ، استحقاق ورود به بهشت را پيدا مىكند . زيرا حق دارد كه خداوند او را نجات دهد :
كَذلِكَ حَقًّا عَلَيْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنينَ « 2 »
بر ما فريضه است كه مؤمنان را نجات دهيم .
بندهاى كه توبه كند و به سوى خداوند بازگردد ، نسبت به خداى خود حق پيدا مىكند و خداوند نيز بنابر استحقاق آن بنده ، توبهء او را مىپذيرد و او را به بهشت رهنمون مىشود . زيرا همانطور كه بيان شد ، پس از پذيرش توبه ، گناهان بنده بخشيده مىشود و اثر گناهان نيز نابود مىگردد و افزون بر اين ، حسنات جايگزين سيئات پروندهء اعمال مىشود .
بنابراين معنا ندارد خداوند بندهاى كه گناه در پروندهء اعمال او وجود ندارد و بهجاى آن ، حسنات و نيكىها ثبت شده است ، عذاب كند . قاعدهء لطف الهى و رحمت عنائيّهء پروردگار نيز اقتضا مىكند كه توبهء بندهء خويش را بپذيرد و او را از جهنّم رهايى بخشد .
هامش
( 1 ) . آلعمران / 136 - 135
( 2 ) . يونس / 103