تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجلى حق (نگرشى اخلاقى بر فضايل و سيره پيامبر اكرم ص) (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

معراج مؤمن

بىمناسبت نيست در اين مبحث به امكان عروج مؤمنين نيز اشاره‌اى داشته باشيم . به استناد حديث مشهور « الصلاة معراج المؤمن » « 1 » ، ما نيز مىتوانيم ؛ به عرش كبريايى حضرت حق عروج داشته باشيم و حداقل روزى پنج مرتبه با نماز خاشعانه و خاضعانه‌ى خود به محضر حضرت دوست عروج نماييم . چه سعادتمندند آنان كه در سحرگاهان از مصاديق آيه‌ى شريفه‌ى
« تَتَجافَي جُنُوبُهُم عَنِ المَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُم خَوفاً و طَمَعاً وَ مِمّا رَزَقنهُم يُنفِقُونَ » ؛
« 2 » مىگردند ؛ از بستر خواب ناز پهلو تهى نموده و از خوف و خشيت الهى و عذاب اليم او و به طمع بهره‌مندى از لقاى الهى و نعمت‌هاى بيكرانش به نماز ايستاده و به ذكر حضرت ربّ العالمين با نور يقين درون خويش را منوّر كرده و در نمازى با حضور قلب ، با حضرت احديت به محبّت سخن مى گويند و اين توجه و گفتگوى با اوست كه معنى نماز معراج مؤمن است را متجلّى مىسازد . درباره‌ى محبّت و دوست داشتن حضرت حق « تبارك و تعالى » سخن فراوان است . چنان كه در روايت آمده است اگر كسى مرا حقيقتاً با صداقت دوست داشته باشد ، من محبّتم را در دل او قرار مىدهم و در نتيجه جذبه‌ى محبّت من موجب مىشود آن بنده به راستى خدايى شود . يعنى به هرچه غير اوست ، پشت پا مىزند و هنگامى كه دست‌ها را به « تكبيرة الاحرام » بلند مىكنند ، همه چيز را پشت سر انداخته به اين معنى كه ؛ خدايا همه چيز در مقابل تو كوچك و ناچيز است . خدايا در مقابل تويى ايستاده‌ام كه « تُدرَكُ و لا تُوصَفُ » ؛ درك مىشوى ولى قابل توصيف نيستى .
هامش
( 1 ) - همان ، ج 79 ، ص 303 . ( 2 ) - سجده / 16 : « پهلوهايشان از خوابگاه‌ها جدا مىگردد [ و ] پروردگارشان را از روى بيم و طمع مىخوانند ، و از آنچه روزيشان داده‌ايم ، انفاق مىكنند . »