به جاى نام حضرت على ( ع ) ، مىفرمايد : كسى كه همهى علم كتاب در نزد اوست ! مىفرمايد : « علمالكتاب » ، نمىگويد « علمٌ من الكتاب » !
دربارهى آصف ابن برخيا فرمود : « علمٌ مِنَ الكتاب » در حالى كه دربارهى اميرالمؤمنين ( ع ) مىفرمايد : « عِلمُ الكتاب » . در اين واژه ، « عِلم » مصدر است كه به اسم « الكتاب » اضافه شده است و « ال » دلالت بر « عموم » و دلالت بر « استقراء » ، يعنى « همهى علم قرآن » دارد . يعنى همهى علم قرآن نزد اميرالمؤمنين ( ع ) و فرزندان آن بزرگوار هست . بنابراين وقتى كسى قطرهاى از آن علم را داشته باشد و بتواند تخت بلقيس را در چشم برهم زدنى از يمن به شام منتقل سازد ، مسلّماً كسى كه همهى علوم قرآن نزد اوست ، توانايى انجام امورى بسيار خارقالعاده را در كمترين زمان خواهد داشت و معراج او به آسمان هفتم نيز ، نمىتواند خارج از انتظار باشد .
دربارهى چگونگى عروج پيامبر ( ص ) به آسمان اوّل ، مطالب مفصّلى در روايات ما وجود ندارد . طبق آنچه روايت كردهاند ؛ آن حضرت به وسيلهى « براق » از آسمان اوّل عبور كردند . امّا بر اساس همان روايات اندك ، ملائكهى آسمان اوّل ، با هم بسيار متفاوتند ؛ برخى از آنها مربوط به عالم « ناسوت » هستند و مدير عالم ناسوت مىباشند و عدّهاى مدير آسمان اوّل به شمار مىآيند تا به آسمان هفتم برسد و از آسمان هفتم كه بگذرد ، حَمَلهى عرش مىشوند .
بر اساس معراج آن حضرت است كه سعدى چنين مىسُرايد :
رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند * بنگر كه تا چه حد است مكان آدميت