سخن گفتن حق تعالى با بندگان بدون واسطه
در آيات و روايات ، در موارد متعدّدى به موضوع سخن گفتن حضرت حق تعالى با بندگان خويش اشاره شده است كه از جمله نمونهى معروف آن را در سخن گفتن حضرت پروردگار با موسى ( ع ) سراغ داريم . و بر اساس آيهى
« و كَلَّمَ اللّه مُوسَي تَكليماً »
« 1 » به آن پيامبر لقب « كليم » دادهاند و پيروان آن حضرت را « كليمى » مىگويند . البته نبايد به اشتباه كسى تصوّركند كه خداوند زبانى دارد و با آن زبان با پيامبر و بندگانش سخن مىگويد ، بلكه حضرت حق كلام را ايجاد مىكند و نمونهاى از سخن گفتن خداوند ، تجلّى او در كوه طور است .
در آخرت نيز خداوند با بندگان خويش تكلّم دارد و به بهشتيان مىگويد :
« سَلامٌ قَوْلًا مِن رَبٍّ رَّحيمٍ » ؛
« 2 » چنان كه خطاباتى را نيز با بندگان عصيانگرش در جهنّم دارد و در سخن گفتن با هر دو گروه كلام ايجاد مىشود و برداشتى غير از اين صحيح نيست .
معراج پيامبر ( ص ) يك اعتقاد اسلامى
نكتهاى كه در اين مجال تذكر آن لازم است ، اينكه شيعه و سنّى به اتفاق ، معراج پيامبر گرامى ( ص ) را يك امر مسلّم مىدانند و عدم پذيرش معراج و اعتقاد به آن ، مانند مباحث « شب اوّل قبر » ، « رجعت » و . . . در مذهب شيعه
هامش
( 1 ) - نساء / 164 : « و خدا با موسى آشكارا سخن گفت . »
( 2 ) - يس / 58 : « از جانب پروردگار [ ى ] مهربان [ به آنان ] سلام گفته مىشود . »