صحيح نيست و لااقل بايد گفت كسى كه به اين موضوعات اعتقاد ندارد شيعه و مسلمان واقعى نمى باشد .
مثالى قرآنى براى تفهيم معراج پيامبر ( ص )
براى اينكه مسألهى معراج پيامبر ( ص ) به ذهن محصور ما نزديكتر شود ، بايد از مثالى قرآنى بهره بگيريم .
بهترين مثال ، ماجراى انتقال تخت بلقيس از يمن به شام است . وقتى هُدهُد از سرزمين يمن ، پادشاهى بلقيس و خورشيد پرستى مردم آن سرزمين را به حضرت سليمان ( ع ) خبر داد و نامهاى از حضرت سليمان ( ع ) به بلقيس فرستاده شد ، سپس حضرت سليمان ( ع ) به اطرافيان خود در مجلس گفت : چه كسى مىتواند تخت پادشاهى بلقيس را از يمن به شام بياورد ؟ يكى از جنّيان كه در قرآن به « عفريت » از او ياد شده است ، گفت :
« قَالَ عِفريتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا أَتيكَ بِهِ قَبْلَ أن تَقُومَ مِن مَقامِكَ وَ إنّي عَلَيهِ لَقَوِيٌ أَمينٌ » ؛
« 1 » يعنى من قبل از اينكه تو از جايگاه خود برخيزى ، آن تخت را براى تو حاضر مىكنم . مفسران اين زمان را در نهايت كمتر از نصف روز تفسير كردهاند . حضرت سليمان ( ع ) در فكر فرو رفت . ظاهراً اين مدّت زمان را براى آوردن تخت سنگين پادشاهى بلقيس مناسب نمىدانست . « آصف ابن برخيا » كه يكى از مؤمنان صالح و از درباريان حضرت سليمان ( ع ) بود ، گفت : من در
هامش
( 1 ) - نمل / 39 : « عفريتى از جن گفت : من آن را پيش از آنكه از مجلس خود برخيزى براى تو مىآورم و بر اين [ كار ] سخت توانا و مورد اعتمادم . »