ابن ابيطالب » « 1 »
گفتن شان بلند بود .
برخى بيعتكنندگان با آن حضرت را 120 هزار نفر و حداقل 30 هزار نفر روايت كردهاند . « 2 » امّا اتفاقاً فرد نادانى ، زمانى كه مردم گروه گروه - منافقانه يا از روى صداقت - با ولايت بيعت مىكردند ، نزد پيامبر اكرم ( ص ) آمد و گفت : اى پيامبر ! تو اين سخن را از خود گفتهاى و اين سفارش و توصيهى حضرت حق نيست ؟ ! اگر اين سخن را از خود گفتهاى من قبول ندارم و اگر از جانب خداوند چنين امرى صادر شده است ، نمىتوانم شاهد اين ماجرا باشم . از خدا بخواه يك صاعقه يا سنگى از آسمان بيايد و مرا نابود كند ! و بر اساس سخنان او ، اين آيه نازل شد .
در روايات آمده است ؛ پيامبر اكرم ( ص ) به او گفتند : خواستهى تو اينجا اجابت نمىشود ؛ زيرا نمىشود تو در مقابل من نابود شوى ، از ما جدا شو و از اينجا برو ، نابود خواهى شد . آن انسان مغرض و نادان از سر قهر و لجاجت از جمع مسلمانان جدا شد و بهسوى بيابان رفت و با جدا شدن او از جمع مسلمانان ، سنگى بر سرش اصابت كرد « 3 » و نابودش ساخت كه به دنبال آن ، آيهى شريفهى
« سَأَلَ سآئِلٌ بِعَذابٍ واقعٍ »
« 4 » نازل گرديد . يعنى يك فردى درخواست عذاب مىكرد ، ما نيز او را عذابش نموديم .
هامش
( 1 ) - علامه مجلسى ، بحارالانوار ، ج 29 ، ص 35
( 2 ) - السيرة الحلبيه ، الجزء الثالث ، ص 308
( 3 ) - السيره الحلبيه ، الجزء الثالث ، ص 308
( 4 ) - معارج / 1 : « پرستندهاى از عذاب واقع شوندهاى پرسيد . »