رفته باشد و ناگزير باشند براى بيرون كشيدن آن تيغ با نوك منقاش كنار تيغ را بشكافند و آن تيغ يا موى فرورفته در پوست را با آن بيرون بكشند . حقّالناس اين مقدار سخت است و يكى از كمينگاهها و مواقف پرس و سؤال در قيامت مربوط به همين حقالنّاس است كه در قرآن نيز مىخوانيم :
« إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ » ؛ « 1 »
خداوند در قيامت در كمينگاه براى حسابرسى بندگان خود مترصّد است .
با اين سخنان پيامبر ( ص ) ، مردى عرب از جاى بلند شد و بهانهاى براى توجّه آن حضرت به خود پيدا كرد و بعيد به نظر مىرسيد كه حقّى را از جانب رسول خدا ( ص ) طلب داشته باشد . آن مرد گفت : اى رسول خدا ! روزى در فلان جنگ سر عصاى شما هنگامى كه مىخواستيد بر مركب سوار شويد به سينهى من خورد و اكنون مىخواهم به جاى آن ضربه شما را قصاص كنم . پيامبر ( ص ) فرمودند : برويد از دخترم زهرا ( س ) عصاى مرا بگيريد . عصا را آوردند و به دست آن مرد عرب دادند و فرمودند : اى مرد عرب ! اينك به جاى آن ضربه مرا قصاص كن .
مرد عرب با جسارتى تمام گفت : يا رسولالله ! آن زمان كه عصاى شما به سينهى من خورد ، سينهى من عريان بود . شما نيز بايد براى قصاص ، سينهى خود را عريان كنيد . رسولالله سينهى خود را براى قصاص آن مرد گشودند و آن مرد فرصت را براى بوسيدن سينهى آن حضرت مناسب ديد و به سرعت بوسه بر آن مخزن اسرار الهى يعنى سينهى رسول اكرم ( ص ) زد . تا قبل از اين حركت ، هر كسى آن مرد را مورد سرزنش قرار مىداد كه اى مرد حيا كن ،
هامش
( 1 ) - فجر / 14 : « زيرا پروردگار تو سخت در كمين است . »