پيامبر ( ص ) در حال احتضار است ! چگونه از سيماى مبارك آن حضرت و دخترش فاطمهى زهرا شرم نمىكنى ؟ !
با بوسيدن سينهى مبارك پيامبر ( ص ) توسّط آن مرد ، بر همه آشكار شد كه او از اوّل هم حقّى بر آن حضرت نداشته است و اين بهانهاى براى بوسيدن سينهى نورانى آن بزرگوار بوده است . سپس وقتى همه آرام شدند ؛ روايت معروف ثقلين را بار ديگر تكرار فرمودند .
بنا به روايت برخى از مورّخان اهل سنّت و مورّخان شيعه در آن لحظات آخر عمر ، تقاضاى كاغذ و قلم نمودند تا آن حديث را با دست خود بنگارند ، امّا برخى مانع از نوشتن آن جمله شدند و گفتند او كه سواد نوشتن ندارد ، چه مىخواهد بنويسد ؟ ! « 1 » و پيامبر ( ص ) اين گونه تا آخرين لحظات نيز به فكر آيندهى اسلام بودند .
نگرشى به روايت ثقلين از منظر عقل
اين روايت از منظر عقل نيز قابل پذيرش است ، زيرا اگر دينى به عنوان دين خاتم مطرح باشد ، نياز به مبين و مفسّر دارد و بديهى است كه با از دنيا رفتن پيامبر گرامى اسلام ( ص ) بايد شخصيتى كه از اسرار آيات الهى باخبر باشد ، پرده از اسرار آنها برداشته و از انحراف و تحريف آن جلوگيرى كند و مانع از تفسير به رأى و ايجاد بدعت در دين خاتمالنبيين گردد .
هامش
( 1 ) - نهج الحق ، ص 333 ؛ ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 188