آخرين وصيت پيامبر ( ص )
چنان كه اشاره نموديم ، روايت ثقلين بارها توسّط آن حضرت در موارد مختلف براى مسلمانان بيان گرديده بود ، امّا اين بار آخرين كلمات و جملات آن حضرت را تشكيل مىداد ؛ با اينكه حال مساعدى نداشتند و لحظه به لحظه رو به وخامت مىرفت ، به مسجد آمدند . نمازشان را بر خلاف روزهاى گذشته نشسته اقامه نمودند و مأمومان ايستاده به ايشان اقتدا كردند . از شدّت بيمارى توانايى رفتن بر فراز منبر را نداشتند ؛ از اين رو بر روى اوّلين پلّهى منبر قرار گرفتند . در حالى كه بدنشان به شدّت مىلرزيد ، كلام خود را با نام خدا آغاز كردند ؛ اين نماز مختص به من است ( يعنى اقتدا به امام جماعت نشسته مرسوم نيست ) . به عبارت ديگر ، مىخواستند بگويند من آمدهام يك قانونى را ناديده بگيرم تا يك امر فوقالعاده مهمى را براى شما بيان كنم . سپس با تحريك عواطف اهل مدينه ، مجلس را براى بيان اين مطلب بسيار مهم مهيا ساختند .
فرمودند : من روز قيامت توانايى پاسخگويى به حقالنّاس را ندارم . اگر كسى به من حقّى دارد هماكنون بگويد تا حقّ او را ادا كنم . اين جمله اهمّيت موضوع حق النّاس را مىرساند كه بدانيم پاسخگويى به حقالنّاس در آخرت بسيار مشكل است . از همين روست كه اميرالمؤمنين ( ع ) در نيمههاى شب در مناجات خويش مىفرمودند :
« الّلهُمَّ إِنّي أَعُوذُ بِكَ . . . من المُنقاشَه عِند الْحِساب » ، « 1 »
خدايا به تو پناه مىبرم زيرا حساب حقالنّاس در روز قيامت بسيار دقيق است . منقاشكارى است . منقاش زمانى به كار مىآيد كه تيغى به دست فرو
هامش
( 1 ) - علامه مجلسى ، بحارالانوار ، ج 99 ، ص 172