درخشان را براى او پيشبينى مىكرده و مىدانستند او شخصيتى استثنايى و فوقالعاده خواهد شد . از جمله نشانههاى رسالت او ، مى توان به قضيهاى اشاره كرد كه مبين شرافت و فضل ايشان نسبت به ديگر همسالانش مى باشد و آن ، مخالفت با عوامزدگى و خرافهبينى است كه امروزه نيز متأسّفانه هنوز بهگونههاى مختلف در جهان شايع است .
پيامبر ( ص ) دو يا سه ساله بودند كه دايهشان مىخواست ايشان را همراه برادرانش ، به گردش و تفريح بفرستد . ايشان را شستشو داده و لباس هاى زيبايى به ايشان پوشاند و پس از نظافت ، خرمهرهاى به بازوى ايشان بست . پيامبر ( ص ) از حليمه پرسيدند : اين خرمهره را چرا به بازوى من مىبندى ؟
دايه گفت : اين خرمهره براى حفاظت توست . آن را به بازويت مىبندم تا سالم به منزل بازگردى . با اينكه هنوز سه سال از عمر ايشان نگذشته بود ، دست به بند خرمهره افكندند و بهزور آن را گسيخته و به گوشهاى پرتاب كردند . و در پاسخ او گفت : « فَإنَّ مَعِى مَن يُحفَظُني » ؛ خداوند مرا حفظ مىكند . اين خرافهها و خرمهرهها و امثال اينها نمىتواند از كسى محافظت كند . « 1 »
هامش
( 1 ) - علامه مجلسى ، بحارالانوار ، ج 15 ، ص 392