تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجلى حق (نگرشى اخلاقى بر فضايل و سيره پيامبر اكرم ص) (فارسى) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
تهيه كرد . آن بزرگ عرب به منزل آمد و هيزم‌شكن پول هيزم‌ها و حق‌ّالزحمه‌ى خود را از او طلب كرد . در پاسخ گفت : تو بايد افتخار كنى كه براى من هيزم آورده‌اى . گفت : آرى افتخار مىكنم كه براى تو هيزم آورده و شكسته‌ام ؛ امّا زن و بچه‌ى من اكنون بىشام ، منتظرند . آن بزرگ پر مدّعا در پاسخ ، چنان سيلى محكمى به صورت مرد هيزم‌شكن كوبيد كه خون از دماغش جارى شد و او را با هتّاكى و فحّاشى از منزل خود بيرون انداخت و گفت همان افتخار براى تو كافى است . در جامعه‌ى زمان بعثت ، احدى حقّ اعتراض به اين جنايت‌ها را نداشت .

ب ) جهل و نادانى

در گذشته ، سواد آموزى فضيلتى بود كه در ملّت هاى متمدن هم تنها به طبقه مرفّه اختصاص داشت . چنان كه به قول فردوسى ، فرزند يك بازارى و رعيت كه از افراد متوسط جامعه به شمار مىآمد ، امكان سواد آموزى را نداشت و آن فقط به طبقه‌ى اشراف و شاهان و وزيران اختصاص داشت . « 1 » همه چيز در اختيار طبقه مرفّه جامعه ، پادشاهان ، وزيران و اشراف بود و طبقه‌ى دهقانان و زحمتكشان حقّ ورود به طبقه‌ى بالاتر را نداشتند . در امپراتورى روم و اروپاى فعلى نيز اگر وضعيت بدتر از ايران نبود ، بهتر نبود . امپراتورى روم و ايران به واسطه‌ى برخوردارى از تمدّن ، كارشان را
هامش
( 1 ) - ابوالقاسم فردوسى ، شاهنامه ، چاپ آكادمى علوم شوروى ، ج 8 ( داستان قيصر روم و رزم كسرى ) ، ص 242