توجيه مىكردند ؛ چنان كه استعمارگران و استكبار جهانى امروز نيز با زد و بند سياسى خود بر جهان سوم ظلم مىكنند و خود را متمدّن مىدانند . در زمان بعثت ، در سرزمين حجاز حتّى از اين تمدّن نيز خبرى نبود . چنان كه افراد باسواد در سراسر سرزمين حجاز كمتر از 30 نفر بودهاند ، « 1 » از علم و سياست و تعهّد خبرى نبود ؛ امّا ظلم و ستم و جاهليت سراسر حجاز را فرا گرفته بود .
ج ) فساد
از ديگر ويژگىهاى جامعهى حجاز ، شيوع فحشا و فساد بود كه نه تنها آن را زشت نمىپنداشتند ، بلكه به آن افتخار مىكردند . به عنوان مثال مىتوان به همسر ابوسفيان ، مادر معاويه اشاره نمود كه به فاحشه بودن خود افتخار مىكرد و عَلَمى را بر سر خانهى خود به نشان فاحشهگرى نصب كرده بود .
د ) زنده به گور كردن دختران
از ديگر جنايتهاى عصر بعثت ، زنده به گور كردن دختران بود كه بدان افتخار مىكردند . وجود پسر را در بهرهورى در جنگها و زنده نگهداشتن نام و نسب خويش مفيد مىدانستند و فرزندان دختر را مايهى ننگ خود مىشمردند و مىگفتند وجود دختر افتخارآفرين نيست و چنانچه جنگى روى
هامش
( 1 ) - بلاذرى در كتاب فتوحالبلدان ، ص 453 تعداد باسوادان شهر مكّه را هفده نفر و باسوادان يثرب را يازده نفر نوشته است .