خاموش شدن آتشكده پارس
هنگام ولادت آن حضرت ، تلاطم عجيبى جهان را فرا گرفت . چنانكه تاريخ نويسان نوشتهاند : اين تلاطم عجيب در كاخ پادشاهان امپراطورى ايران و روم بيشتر نمود يافت و اضطراب و نگرانى خاصى فرمانروايان و كاخنشينان را در خود فرو برد . اضطراب آنان به حدى بود كه قدرت تحكّم و تصميمگيرى را از آنان گرفت . درياچهى ساوه - كه هزاران سال از عمر آن ميگذشت - خشك و آتشكدهى فارس خاموش شد و چشمهاى زير آن آتشكده جارى گرديد كه هنوز از چشمه ، نهرى جارى است .
با ولادت آن حضرت ، عالم روشن گرديد و از آن حضرت شنيده شد :
« وَ قُلْ جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ إنّ الباطِلَ كان زَهُوقاً »
« 1 » چنان كه در ولادت ائمهى طاهرين مشابه اين ماجرا روى داده است ؛ مثلًا هنگام ولادت حضرت ولىعصر ( عجل التعالى ) چنين اتّفاقى روى داد و حكيمه خاتون مىگويد آن حضرت به سجده افتادند و شهادتين گفتند و به عصمت ائمهى طاهرين شهادت دادند تا نوبت به خودشان رسيد . آنگاه فرمودند :
« بي يملاءُ الارض قسطاً و عدلا بعد ما ملِئَت ظلماً و جوراً » . « 2 »
شكسته شدن ايوان مداين و طاق كسرى
چنانكه پيش از اين اشاره نموديم علاوه بر ماجراى ابرهه ، همزمان با ولادت نبىمكرّم اسلام ( ص ) اتّفاقات قابل تأمّلى روى داد ، از جمله فروريختن
هامش
( 1 ) - اسراء / 81 : « و بگو حق آمد و باطل نابود شد ؛ آرى ، باطل همواره نابود شدنى است . » .
( 2 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 8 ، علامه مجلسى ، بحارالانوار ، ج 15 ، صص 257 ، 262 ، 266 و ابن بابويه ، امالى شيخ صدوق ، ص 172 - 171 .