فردى خدمت امام صادق ( ع ) آمد و گفت : يابن رسولالله من سرمايه ندارم . فرمودند : هر روز صبح برو درب مغازهات را باز كن ، آب و جارو بكش و بگو خدايا به اميد تو . برو دم مغازهات بنشين . مطمئن باش مشكلت حل خواهد شد . و اين به تجربه ثابت شده است ، هركس به خداوند توكّل كند ، خداوند كفايتش مىكند .
هركس اميد خويش را به غيرخدا ببندد ، يقيناً نااميد مىشود . روايت كردهاند يكى از ياران امام صادق ( ع ) مقروض شد . با خود گفت بروم به فلان شهر و از آن رفيقى كه در آن شهر دارم ، مبلغى را قرض بگيرم و بدهى خود را بپردازم . يكى ديگر از شاگردان امام صادق ( ع ) وقتى فهميد او قصد سفر به آن شهر دارد ، گفت من نيز با تو همراه مىشوم .
در وسط راه از آن مرد پرسيد : چرا مىخواهى به آن شهر به روى ؟ آن مرد قضيهى بدهى خود را گفت . آن شاگرد مؤمن امام صادق ( ع ) به او گفت : مطمئن باش نااميد بر مىگردى و آن رفيقت دست تو را نخواهد گرفت ؛ زيرا از امام ( ع ) شنيدم : هركس اميد به غير خدا داشته باشد ، نااميد مىشود . و خداوند به عزّت و جلال خويش سوگند ياد كرده است كه هركس به غير از من اميد بندد ، نااميدش مىكنم و اگر به خداوند تبارك و تعالى اميدوار باشد ، كارش از راهى كه گمانش را ندارد ، اصلاح مىشود .
متأسفانه گاه ما انسانها اميدمان به خدا كمتر اميدى است كه حيوانات به ذات بارى تعالى دارند . بارها ديدهايد كه در سرماى زمستان و برف ، پرندگان به دنبال غذا مىگردند و با اينكه برفى سنگين باريده است ، نه تنها خود گرسنه نمىمانند ، بلكه براى جوجههاى خود هم غذا فراهم مىكنند و كمتر مىتوان
تجلى حق (نگرشى اخلاقى بر فضايل و سيره پيامبر اكرم ص) (فارسى) — صفحة 159
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٥٩