محشر مىشود . آنگاه از خداوند مىپرسد :
« قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرتَني أَعْمَي وَ قَدْ كُنتُ بَصيراً » ؛
« 1 » پروردگارا من كه چشم داشتم ، چرا مرا نابينا وارد صحراى محشر كردى ؟ در جواب مىشنود :
« قَالَ كَذلِكَ اتتَكءايتِنا فَنَسيتَها وَ كَذلِكَ اليَومَ تُنسي » ؛ « 2 » زيرا تو در دنيا اهل تقوا نبودى ، و در دنيا ما را فراموش كردى ، ما نيز اينك تو را فراموش كرديم . نتيجهى فراموشى ما ، نابينايى و كورى توست . آيات فراوانى در اين باره در قرآن وجود دارد كه بحثى جداگانه و مفصّل را مىطلبد .
2 ) توكل بر خدا
يكى ديگر از عوامل پيروزى مسلمانان در جنگها ، عامل توكّل بر خداوند تبارك و تعالى بود . مسلمانان به اين آيهى شريفهى :
« وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَياللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ »
« 3 » ايمان داشتند و درك كرده بودند چنان كه توكّل بر خداوند داشته باشند ، پيروزى با آنان است . مىدانستند در بن بستها فقط اوست كه راه مىگشايد و خداوند براى اينكه بر اين اعتقاد و اعتماد ايشان بر خود بيفزايد ، در تنگناها با امدادهاى غيبى خويش به يارى ايشان مىشتافت . گاه با مأمور كردن فرشتگان
هامش
( 1 ) - طه / 125 : « مىگويد : پروردگارا چرا مرا نابينا محشور كردى با آنكه بينا بودم ؟ »
( 2 ) - همان / 126 : « مىفرمايد : همانطور كه نشانههاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى ، امروز همان گونه فراموش مىشوى » .
( 3 ) - طلاق / 3 : « و هركس بر خدا اعتماد كند ، او براى وى بس است . »