تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجلى حق (نگرشى اخلاقى بر فضايل و سيره پيامبر اكرم ص) (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
علاوه بر آن از علوم ، بهره‌ى كافى داشته و حجاز و مخصوصاً مدينه آن‌ها را عالم مىدانستند . سياست يهود نيز به گونه‌اى حجاز را در تصرّف و قبضه‌ى خود داشت . و به طور خلاصه علم ، سياست و ثروت در دست يهوديان مدينه بود . يهوديان اغلب در اطراف مدينه سكونت داشتند . طايفه‌هاى « بنىنظير » ، « بنىقريظه » و « بنىقينقاع » در نزديكى مدينه داراى قلعه‌هايى محكم و با سرمايه‌هاى كلان بودند . اينان از زراعتى بالا و اقتصادى پررونق برخوردار بودند و كمى دور تر از آنان قلعه‌ى « خيبر » بود كه محل حكومت يهوديان مدينه به شمار مىآمد و اطراف مدينه از جمله « فدك » در اختيار آنان بود . پيامبراكرم ( ص ) هنگام ورود به مدينه با اين يهوديان معاهده‌اى را تصويب كرد كه همه‌ى آن‌ها زير پرچم اسلام باشند ؛ نه آن‌ها كارى به رسول خدا ( ص ) داشته باشند و نه پيامبر ( ص ) از آن‌ها به اجبار چيزى بخواهد و حتّى در معاهده چنين آمده بود كه اگر دشمن خواست متعرّض آنان شود ، حكومت اسلامى از آنان دفاع نمايد و اگر دشمن نيز قصد تعرّض به حكومت اسلامى را داشته باشد ، آنان نيز به اسلام و حكومت پيامبر ( ص ) يارى رسانند . « 1 » با اين حال ، دشمنى اين قوم با اسلام چنان است كه در قرآن مىخوانيم :
« لَتَجِدَنَّ أشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أشْرَكُوا . . . » ؛
« 2 » سخت‌ترين و دشمن‌ترين دشمنان براى مسلمانان يهوديان هستند . با اين اوصاف ، چاره‌اى جز معاهده با پيامبرگرامى ( ص ) اسلام نداشتند . قوم يهود از زمان حضرت موسى ( ع ) داراى روحيه‌اى لجوج و بدكردار
هامش
( 1 ) - ابن هشام ، السيره النبويه ، قسمت اوّل ، ص 501 . ( 2 ) - مائده / 82 : « مسلماً يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيده‌اند ، دشمن‌ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت . »