طلبيد ، ياريش ننمودند و گفتند : ما حال جنگ با آنان را نداريم ؛ تو و خدايت به جنگ آنها برو ، وقتى شما آن شهر را فتح كرديد ، ما هم مىآييم . « 1 » و هنگامى كه خواستند به شهر وارد شوند ، با مسخرگى و مورد استهزاء قرار دادن پروردگار و حضرت موسى ( ع ) وارد آن شهر شدند .
قرآن در چندين مبحث به اين موضوع پرداخته است . قرآن مىفرمايد : حضرت موسى ( ع ) به آنها گفت : به درگاه خداوند استغفار كرده ، توبه و انابه كنيد و سپس وارد شهر شويد . امّا آنان با مسخره نمودن آن حضرت ، كلامى زشت را بر زبان جارى ساختند . البته قرآن به آن كلام زشت اشاره نمىكند . اين تمسخر و استهزاء ، موجب شد پروردگار عالميان آن قوم بىادب و بهانهجو و لجوج را حدود سى سال در بيابان سرگردان گرداند .
در ماجراى عزيمت حضرت موسى ( ع ) براى دريافت ده فرمان الهى تحت عنوان تورات ، دوباره نافرمانى و كج خلقى كرده و در تأخير ده روزهى آن حضرت ، با حيلهى سامرى ، گوسالهپرست شدند .
در روايات داريم كه اين قوم نافرمان در يك شب صد و بيست نفر از پيامبران الهى را قتل عام كردند و فرداى آن روز به سركار خود رفتند . اين قوم از زمان فرعون تاكنون هميشه دشمن اديان الهى بودهاند و تاريخچهى پر خباثت و جنايت آنها سرشار از قتل ، غارت ، خونريزى ، قساوت ، فساد و تباهى است .
هامش
( 1 ) - مائده / 24 : « قالوا يموسى إِنّا لَن نَّدخُلَهَآ أَبَدَاً مَّا دَامُوا فِيهَا فَاذهَب أَنتَ وَ رَبُّكَ فَقَتِلَآ إِنَّا هَهُنَا قَعِدُون