« يسئلونك عن الانفال قل الانفال لله « 1 » » .
و از طرفى ديگر مسلم است كه بيابان از انفال است حال چگونه مىشود كه زمين ملك جهت و از انفال باشد ، اما منافع آن و آنچه از او بدست آمده از انفال نباشد ؟ يا مثلًا در باب دريا چگونه مىشود كه دريا از انفال باشد اما ماهى و صدف و بطور كلى محصولات و منافع آن از انفال نباشد ؟ چگونه مىشود كه شما زمينى داشته باشيد و عوايد و محصولات و منافعش مربوط بخودتان باشد اما
محصولات و عوائد بيابان و دريا كه از انفال و ملك حكومت اسلامى است ، مربوط به حكومت نباشد ؟
بنابراين بايد گفت كه حتى آبهاى روى زمين كه چشمه اى ندارد و در اثر ريزش باران و برف جمع شده است نيز از مشتركات نمى باشد بلكه از انفال است چون قاعده اقتضا مىكند كه مالك ظرف مالك مظروف هم خواهد بود كه در زمينه آب و دريا در آينده بحث خواهيم داشت انشاء الله .
دليل سوم در مورد انفال بودن مشتركات ، رواياتى است كه در اين زمينه وجود دارد . يكى از اين روايات در رديف بيان انفال مى فرمايد :
« و ما سقت او سقي منها فللامام « 2 » » .
« يعنى زمين و آنچه از او مى روييد مربوط به امام و ملك اوست » .
روايت ديگر كه از نظر سند صحيح و بهتر از
هامش
( 1 ) . سوره ى انفال آيه 1 .
( 2 ) . روايت 18 باب 1 ابواب انفال جلد 6 وسائل الشيعه .