تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
« يسئلونك عن الانفال قل الانفال لله « 1 » » . و از طرفى ديگر مسلم است كه بيابان از انفال است حال چگونه مىشود كه زمين ملك جهت و از انفال باشد ، اما منافع آن و آنچه از او بدست آمده از انفال نباشد ؟ يا مثلًا در باب دريا چگونه مىشود كه دريا از انفال باشد اما ماهى و صدف و بطور كلى محصولات و منافع آن از انفال نباشد ؟ چگونه مىشود كه شما زمينى داشته باشيد و عوايد و محصولات و منافعش مربوط بخودتان باشد اما محصولات و عوائد بيابان و دريا كه از انفال و ملك حكومت اسلامى است ، مربوط به حكومت نباشد ؟ بنابراين بايد گفت كه حتى آبهاى روى زمين كه چشمه اى ندارد و در اثر ريزش باران و برف جمع شده است نيز از مشتركات نمى باشد بلكه از انفال است چون قاعده اقتضا مىكند كه مالك ظرف مالك مظروف هم خواهد بود كه در زمينه آب و دريا در آينده بحث خواهيم داشت انشاء الله . دليل سوم در مورد انفال بودن مشتركات ، رواياتى است كه در اين زمينه وجود دارد . يكى از اين روايات در رديف بيان انفال مى فرمايد : « و ما سقت او سقي منها فللامام « 2 » » . « يعنى زمين و آنچه از او مى روييد مربوط به امام و ملك اوست » . روايت ديگر كه از نظر سند صحيح و بهتر از
هامش
( 1 ) . سوره ى انفال آيه 1 . ( 2 ) . روايت 18 باب 1 ابواب انفال جلد 6 وسائل الشيعه .