روايت قبلى است چنين مى گويد :
« . . . يا ابا سيار الارض كلها لنا فما اخرج الله منها من شيء فهو لنا . . . « 1 » » .
امام صادق عليه السلام به ابى سيار مى فرمايد : همه زمين ملك ماست و آنچه كه از زمين مى رويد تيز ملك ماست . بنابراين طبق نظر مشهور فقها كه مشتركات را از انفال نمى دانند ، هر كسى مىتواند مالك گردد و لكن طبق نظر ما كسى نمى تواند حيازت كند مگر اينكه از ناحيه حكومت اسلامى مجاز شده باشد . همانطوريكه زمين موات نيز بدون اجازه قابل احياء و تملك نبود و بر اساس « من احيي ارضاً مواتاً فهي له » محيى مالك شناخته مى شد . و لذا لازم است كه دنبال دليلى بگرديم تا اين اجازه را از آن بدست آوريم كه حيازت مشتركات بدون مانع است و چنانچه كسى حيازت كرد مالك مىشود .
دليلى كه در اين زمينه قابل استناد به آن است اجماع فقها بر مشروعيت استفاده از آنها مى باشد و اتفاقاً اجماع آنقدر قوى و متقن است كه اين مشتركات را مباحات اوليه ناميده اند . اين اجماع در حقيقت اجماع عملى است چه آنكه در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام مردم گوسفندان خود را براى « چرا » به صحرا مى بردند يا به دريا رفته و صيد ماهى و
استخراج صدف و لؤلؤ و . . . مى كرده اند و يا آهو و حيوانات بيابان را شكار مى نموده اند و . . . و اين سيره عملى به ضميمه عدم
هامش
( 1 ) . روايت 12 باب 4 ابواب انفال جلد 6 وسائل الشيعه .