بله ، فروشش هم مانع ندارد . از اين روايت مى توان فهميد كه هم مىتواند از ديگران ممانعت كند و هم اينكه آن را بفروشد و چنانچه مرتع در حريم ده باشد اگر فروخته شد بايد پول آن صرف مخارج و مصالح و آبادى آن ده شود مثلًا مسجد بسازند قنات آباد كنند و . . .
اين همان امضاى سيره عقلاست نه تعبد ، زيرا هر دهى حريمى دارد كه گوسفندهاى آن ده براى چرا بدانجا مى روند و از آن حريم هم تجاوز نمى كنند و اگر از حريم تجاوز كنند ، اهل ده ديگر مى توانند جلوگيرى كنند و لذا گاهى نزاعهائى مىشود . . . البته اينكه مى گوئيم مىتواند بفروشد نه اينكه زمين حريم را بفروشد بلكه حاصل و علوفه آن را مىتواند بفروشد چه آنكه اصلًا حريم در ملكيت نمى آيد بلكه صرفاً حق الاستيفاء براى شخص محفوظ است و روايت هم دلالت بر فروش حريم ندارد .
روايتى ديگرى نيز در اين زمينه موجود است :
« محمد بن يعقوب عن عدة من اصحابنا عن احمد بن محمد و سهل بن زياد جميعاً عن احمد بن ابي نصر عن محمد بن عبد الله : قال سألت الرضا ( ع ) عن الرجل تكون له الضيعة و تكون لها حدود تبلغ حدودها عشرين ميلًا او اقل او اكثر يأتيه الرجل فيقول اعطني من مراعي ضيعتك و اعطيك كذا و كذا درهما فقال : اذا كانت الضيعة له فلا بأس « 1 » » .
روايت صحيح السند است كه راوى مى گويد از امام رضا عليه السلام سؤال كردم كه فردى مزرعه اى دارد كه حريمش بيست ميل ، كمتر يا بيشتر است و فردى ديگر مراجعه كرد و مرتع مزرعه را در
مقابل
هامش
( 1 ) . روايت 1 باب 9 از ابواب احياء موات صفحه ى . 336