تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين (فارسى) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
سند مقبول نيست . اما از نظر دلالت ، دلالت خوبى دارد . وعن داود بن فرقد عن ابي عبد الله ( ع ) ( في حديث ) قال : قلت : و ما الانفال ؟ قال : بطون الاودية و رؤوس الجبال و الاجام و المعادن « 1 » . روايت از نظر سند چون از عياشى نقل شده مرسل است و اما از نظر دلالت خيلى عاليست . مى فرمايد كه آجام از انفال است چنانچه معادن هم از انفال است . خلاصه از نظر روايات ، ثابت است كه اراضى محياه از انفال و انفال هم مال امام ( ع ) است همانطوريكه در فقه هم اختلافى نيست و كسى قائل نشده كه جنگلها و بطور كلى اراى محياة بالاصاله از انفال نبوده و ملك امام نيست ، بلكه اجماع هم هست .

حكم استفاده از « اراضى محياة بالاصاله » :

در مورد اراضى موات روشن شد كه اذن عام داده شده است . ولى در مورد اراضى محياة بالاصاله چنين رواياتى نداريم و لذا در ميان فقها اختلافاتى بوجود آمده است . البته صحبت روى استفاده غير متعارف نيست كه مثلًا فردى درختهاى جنگل را ببرد و آنها را ذغال كرده و بفروشد . چون در مورد اين گونه استفاده دليلى نداريم و لكن صحبت روى اين مسئله است كه آيا مى توانند براى مصرف منزل خويش در جنگل تصرف كنند ، درختان آن را بريده و براى خودشان ذغال درست كنند و . . . ؟ مشهور در ميان فقهاء قول به جواز است . استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشأن انقلاب در تحرير الوسيله
هامش
( 1 ) . روايت 32 از باب 1 ابواب انفال جلد 6 وسائل الشيعه صفحه ى . 372