تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
اين روايت نيز صحيح السند است . راوى از محضر امام مى پرسد كه آيا چيزهائى شبيه لؤلؤ ، ياقوت و زبرجد را كه از دريا استخراج مى كنيم يا معدن طلا و نقره زكات دارد ؟ حضرت فرمودند : اگر قيمت آن به يك دينار برسد ، بر آن خمس تعلق مى گيرد . مطلب ديگرى كه مورد بحث ماست اينكه آيا معادن در تملك كسى قرار مى گيرند يا نه ؟ يعنى فردى مىتواند پس از تسلط بر معدنى آن را صرفاً براى خود نگاهدارد و از استفاده ديگران جلوگيرى كند ؟ مشهور بين فقهاء كه حتى صاحب جواهر ادعاى اجماع بر آن مىكند اين است كه معادن ظاهرى در ملك افراد قرار نمى گيرد اما معادن باطنى قابليت تملك دارند . « ان المعادن الظاهرية فلا تملك و اما المعادن الباطنية فتملك » در مورد معادن ظاهرى مى فرمايند وجهى ندارد كه مثلًا يك نفر چشمه اى را در اختيار و در مالكيت خود قرار بدهد و اما در مورد معادن باطنى و جواز استفاده از آن مرحوم صاحب جواهر دو دليل مى آورد : 1 . اينكه فرموده اند : « من احيي ارضاً فهو له » فقط مربوط به آباد كردن يك زمين نيست ، بلكه مراد مطلق احياء است و احياء هر چيزى هم به حسب حال آن چيز است « احياء كل شىء بحسبه » كسى كه تلاش مىكند و معدنى را از عمق زمين استخراج مىكند آن را احياء كرده و صاحب آن مىشود . 2 . همانطوريكه اگر فردى چاهى حفارى كند تا به آب برسد ، مالك چاه و آب آن است ، اگر كسى حفارى كند تا به معدن برسد ، معدن از آن او در ملكيت او قرار مى گيرد .
3 .