پس فناى حقيقى همان استقلال انسان و روابط و اسباب است ، نه جان انسان ، زيرا جان انسان نمىميرد بلكه از جايى به جاى ديگر منتقل مىشود . خداوند تعالى در آيه زير اشاره به اين دارد كه مىفرمايد :
؛
يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ
« 1 » روزى كه آنها نمود مىكنند هيچ چيزشان بر خدا پنهان نيست . امروز ملك از آن كيست ؟ از آن يكتاى قهار .
پس معناى جمله اين مىشود : كه وجه خداى تعالى باقى است و نيستى نمىپذيرد . غير از او هر چيز ديگر فانى و مرگپذير است و خداوند تعالى از قول غير مؤمنان كه خيال مىكنند مال و قدرت براى ايشان فايدهاى دارد مىفرمايد :
؛
مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيَهْ هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيَهْ
« 2 » مال و ثروتم هرگز مرا بى نياز تكرار قدرتم نيز از دست رفت .
نقل شده است كه هارون الرشيد هنگام مرگ اين آيه را بارها و بارها تكرار كرد تا آن كه جان داد .
خوشا به حال آن كس كه در اين دنيا بقاى ذات الهى را دريابد و بفهمد كه هر چيزى نابودشدنى است مگر چيزى كه براى كسى پيش خدا نگه دارى شود و واى به حال آن كس كه از اين امر تا دم مرگ در غفلت به سر برد .
هامش
( 1 ) . غافر ، آيه 16 .
( 2 ) . حاقه ، آيه 28 و 29 .