تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣

تفسير ادبى

الف ) « وجه » : عبارت است از صورت و سيما . گاهى منظور از ذكر آن ، ذات چيز است و گاهى هم نما وجاهت آن . همچنين مىتواند به طور كلى خود آن چيز يا آن بعدى كه مورد توجه و التفات قرار مىگيرد و مانند آن مورد نظر باشد . ب ) « فنا » : عبارت است از هلاكت كه گاهى منظور از آن ، نابودى ظاهر هر چيز است ؛ لذا انسان مرده بر حسب ظاهر « فانى » و از بين رفته است ، زيرا در ظاهر اثرى از او باقى نمىماند . گاهى هم منظور چيزى است كه ذاتا استقلال ندارد و در وجودش نيازمند به ديگرى است ، مثل همه ممكنات كه ذاتا از خود استقلالى ندارند و نيازمند هستند ؛ بلكه مىتوان گفت كه فقر و تدلّى محض اند . ج ) « اسم » : همان علامت است و منظور از ذكر آن « مسماى » اوست . مثلًا وقتى گفته مىشود كه « زيد آمد » منظور از لفظ زيد در اين جمله مسمّاى اوست . گاهى هم خود نشانه و علامت در نظر گرفته مىشود مثل اين كه گفته مىشود : « اسم فلانى زيد است » . د ) « علم » : عبارت از چيزى است كه فهميده مىشود كه گاهى شهودى ، حضورى و رسيدنى است ، مثل علمى كه نفس از اشيا متصوره در مىيابد و دست گيرش مىشود كه به آن ، علم « حضورى » ، « شهودى » و « حقيقى » مىگويند . گاهى هم « حصولى » است . كه با صورت اشيا پيش نفس حاصل مىشود ، چنان كه نفس آن چه را در خارج قرار دارد در مىيابد لذا به آن « علم حصولى » و « عرضى » مىگويند . پس اگر از ذكر علم در برابر نفس صورت‌هاى قائمه منظور باشد به آن ، علم حضورى حقيقى گفته مىشود ، ولى اگر صورت‌هاى خارج از نفس و موجود در اشياى خارجى منظور باشد به آن ، علم حصولى عرضى گفته مىشود كه در حقيقت اصلًا علم نيست .
آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 73 | الشيخ حسين المظاهري