معناى اين است كه بندگى در ذات اشيا است . همان طورى كه خداوند تعالى فرموده است :
-
وَ لَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ
« 1 » اى كوه ها و اى پرندگان ! با او هم آواز شويد و همراه او تسبيح خدا گوييد .
- . . . ؛
تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيماً غَفُوراً
« 2 » هيچ چيزى نيست مگر اين كه او را تسبيح مىگويد ولى شما تسبيح آنها را درك نمىكنيد .
و شاعر چه زيبا سروده است :
ما سميعيم و بصيريم و خوشيم * با شما نامحرمان ما خامشيم .
« 3 » اين كه بعضى مىگويند منظور از تسبيح ، تسبيح تكوينى است ، اشتباه فاحشى است كه ناشى از عدم دقت گوينده است ، و گرنه علاوه بر آن كه تسبيح همه اشيا بر « اهل الله » ثابت و مشهود است با اين كلام الهى هم كه فرمود : يا جبالُ اوِّبى مَعهُ والطيرَ و يا آن آيه كه فرمود : منافات پيدا مىكند . علاوه بر اينها تسبيح تكوينى از واضحات اوليه است .
خلاصه آن كه از نظر فلسفه اسلامى اشيا دائما مشغول تسبيح و تنزيه خداوند هستند .
آرى ، همين انسانى كه علت غايى آفرينش است و همه چيز براى او آفريده شده است ، گاهى منحرف مىشود و فطرتش را با طغيان وغفلت از راه بيرون مىكند ، تا آن جا كه مصداق اين كلام الهى واقع مىشود كه فرمود :
هامش
( 1 ) . سبا ، آيه 10 .
( 2 ) . اسراء ، آيه 44 .
( 3 ) . مثنوى معنوى ، دفتر سوم ، « حكايت مارگيرى كه اژدهاى فرده را مرده پنداشت . . . » .