تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
؛
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ
« 1 » بدترين جانوران درنزد خدا لال ها و كرهايى هستند كه عقل خويش را به كار نمىگيرند . بنابراين انسانى كه براى تسبيح گفتن زبان دارد ولى لال شده ، براى شنيدن تسبيح گوش دارد ولى كر شده ، براى ديدن آيات الهى چشم دارد ولى كور شده و بالاخره دل دارد ولى درك ندارد ، هم چون چهارپايان است ؛ بلكه از آن‌ها هم پست‌تر است چرا كه آن‌ها دايم در تسبيحند اما او لال شده است . همان طورى كه خداوند تعالى مىفرمايد : ؛
وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ
« 2 » به يقين گروه زيادى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم . آن‌ها دل‌هايى دارند كه با آن نمىفهمند و چشمانى كه با آن نمىبينند و گوش هايى كه با آن نمىشنوند . آن‌ها هم چون چهارپايانند ؛ بلكه گمراه تر . اين‌ها همان غافلانند . بىچاره اين انسانى كه مستخدمانش در بدن او دائما در حال تسبيحند . - مثل موجودات زنده‌اى كه نه تنها در خون او بلكه در تمامى اعضا و جوارح او هستند - و او از آن‌ها غافل است :
گوش باز و چشم باز و اين عمى * وه عجب از چشم بندى خدا « 3 »
هامش
( 1 ) . انفال ، آيه 22 . ( 2 ) . اعراف ، آيه 179 . ( 3 ) . مولوى چنين مىسرايد : چشم باز و گوش باز و اين ذكا * خيره‌ام در چشم بندى خدا ، ر . ك : مثنوى معنوى ، دفتر سوم ، « مهلت دادن موسى فرعون را تا ساحران . . . ، ص 391 .