در حقيقت اين آيات هم قصد رد كسانى دارند كه گمان مىكنند در آخرت هم همين موقعيت دنيا را خواهند داشت و همين طور كه در اين جا هر كس شايستگى جلوافتادن را نداشته باشد با زر و زور و تزوير جلو مىافتد و حق و باطل را درهم مىآميزد ، در آخرت هم راه به روى آنها باز است تا به كارهاى خود از اين قبيل ادامه دهند ، و حال آن كه هشدار الهى است :
؛
وَ اتَّقُوا يَوْماً لَا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَ لَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لَا هُمْ يُنْصَرُونَ
« 1 » و از روزى بترسيد كه هيچ كس جزاى يك مورد از عمل كسى را هم نخواهد ديد و از هيچ كدام آنها شفاعت پذيرفته نخواهد شد ، غرامتى هم به خاطر خطاهاشان گرفته شده ، يارى و دست گيرى هم نخواهند شد .
بنابراين ، آيات شفاعت كاملًا اين گمان پوچ را رد مىكنند .
بنابراين شفاعت بدين معناست كه هر كس پيش خدا آبرو داشته باشد واسطه كسى بشود كه شايستگىاش را دارد . يعنى او را از آتش بيرون آورده و وارد بهشت كند ، چنانكه توبه وسيله اى است براى نجات و سعادت آدمى . هم چنان كه رحمت خدا و عفو و تقرب به او به واسطه عبادات نيز هر يك وسيله اى براى نجات و سعادت اوست ، لذا شفاعت شفيعان هم وسيله و واسطهاى مشابه آنهاست .
به اين جهت ميانجى را « شفيع » گفتهاند كه او همراه با لياقت و شايستگى شفاعت شونده موجب نجات و سعادت او مىشود . لذا كسى كه شايستگى نداشته و واجد شرايط نباشد شفاعت براى او معنايى نخواهد داشت . چنان كه در آيات : فى جنّات يتسائلون عن المجرمين . . . ديديم كه خداوند تعالى شفاعت را از تارك الصلاة و مانع
هامش
( 1 ) . بقره ، آيه 48 .