ديگر و نيز رأس الحسين اسم اعظم است . و شايد بدين وسيله بتوان جمع بين نظريات گوناگون و روايات اين باب را كرد .
د ) نور و ظلمت :
از كلام اميرالمؤمنين ( ع ) كه فرموده است : « يا نور المستوحشين فى الظلم » چنين بر مىآيد كه خداوند تعالى نور است ؛ ولى اين دنيا ، متاع و گنجينه هايش ، نفس اماره ، تمايلات ، وسوسه ها ، صفات رذيله و تبعات آنها و هر آن چه كه بر آنها مترتب است - همه و همه - ظلماتى هستند كه بعضى از آنها بر روى بعضى ديگر انباشته شده باشند . و پيداست كه هر كس در قشر اين طبيعت غوطه ور شود در ظلمت نيز غوطه ور شده و وحشت او را فرا خواهد گرفت و مدام بر وحشتش افزوده خواهد شد ، و در اين ظلمت و اين وحشت جز خداى متعال و نورش هيچ چيز ديگرى نيست كه قادر به رفع اين ظلمت و وحشت باشد . لذا هر كس را كه خداوند او را به واسطه نور خود راهنمايى كرده و عنايت خاصش شامل حال او بشود و دلش به نور الهى روشن و جلوه گر باشد از اين گونه ظلمتها به سوى نور حركت مىكند . و هر كس كه به جهت غوطه ور بودنش در ظلمتها و خلودش در آنها عنايت خاص الهى شامل حالش نشود ديگر نورى نخواهد داشت كه به وسيله آن از ظلمتها بيرون آيد و حتى به واسطه طاغوتها و طغيان پيشگان از نور الهى به سمت ظلمات خواهد رفت ، از آن جا كه نور ، ذاتا ظاهر است و نمايان گر غير مىباشد پس خداوند تعالى ذاتا نمايان بوده و در ذات خود مستقل است . و عالم وجود به واسطه او موجود شده است . لذا خداوند نمايان گر و روشنى بخش آسمانها و زمين است ، يعنى خدا نمايان گر جهان هستى است . و نيز بنابر آن كه خداوند تعالى فرموده است : « يهدى الله لنوره من يشاء » پيداست كه درك اين نور نياز به هدايت عنايتى دارد كه خود هم نيازمند رياضتهاى دينى يعنى : تخليه ، تحليه و توفيق