پنجم : ؛
إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
« 1 » وقتى كه آيه هاى ما برايشان تلاوت شود مىگويند : اينها اسطوره هاى پيشينيان است . اين طور نيست ؛ بلكه دستاوردهاى آنها دلهاى شان را زنگ بار نموده است .
در اينباره در شرح كلام حضرت كه فرموده بود : « اللهم اغفر لى الذنوب التى تحبس الدعاء » به قدر كافى بحث كردهايم .
ج ) اسم اعظم :
استاد بزرگوار ما مرحوم علامه طباطبايى ( رحمه الله ) گفتهاند كه : « اسم اعظم ، اسم خاص يا حروف خاصى نيست كه با هم تركيب شده باشند ، بلكه وقتى كه بنده ، انقطاع كاملى به خدا پيدا كند و كاملًا به خداوند پيوسته و پاى بند شود و با اسمى كه متناسب با نياز او است ، خدا را فرا خواند دعايش به اجابت مىرسد ، و اين اسمى كه متناسب با نياز اوست ، براى او به منزله اسم اعظم خواهد بود . » « 2 »
البته لازم است در كلام خود ايشان دقت و درنگ شود چرا كه ما آن را خلاصه كرده و تقرير نموديم كه با اين اعتبار همه اسماى حسناى الهى اسم اعظم مىشوند . اما اين سخن - با آن كه سخن دقيق و در جاى خود ، ذاتا و فى الواقع ، لطيف است - با روايات رسيده در مورد اسم اعظم ، متناسب و هماهنگ نيست ، چرا كه منظور از اسم اعظم آن اسمى است كه در نهايت براى رفع هر مشكلى به كار آيد .
پيش علما مشهور است كه اسم اعظم از چند حرف يا چند كلمه مجهول كه نوع تركيب و تأليف آن هم مجهول است ، تشكيل و تأليف شده است . كه هر كس به اين
هامش
( 1 ) . مطففين ، آيه 13 و 14 .
( 2 ) . الميزان ، ج 8 ، ص 371 .