تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
پى قرار خواهد گرفت ، تا جايى كه ديگر ظلمت و وحشت براو چنان مستولى گردد كه ديگر هيچ چيز را نمىبيند ؛ حتى خودش ، و هيچ چيز را درك نمىكند ؛ حتى خودش . و نيز كلام الهى است : ؛
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ
« 1 » آيا نديدى تمام آنان كه در آسمان‌ها و زمينند براى خدا تسبيح مىكنند ، و هم‌چنين پرندگان به هنگامى كه بر فراز آسمان بال گسترده‌اند ؟ ! هر يك از آنها نماز و تسبيح خود را مىداند ؛ و خداوند به آن چه كه انجام مىدهند داناست . كه اين آيات شريفه هم تأكيد ديگرى است بر آيه الله نور السموات و الارض با اين تقريب كه چون خدا نور است ، يعنى ذاتا ظاهر و آشكار است و نمايان گر ديگران است . پس همه مظهرات ، او را مىشناسند و ديگر او براى آن‌ها مجهول و ناشناخته نيست ، لذا از روى علم وآگاهى تسبيح خدا مىكنند . كل قد علم صلوته و تسبيحه پس اشيا از جهت آن كه مظهرات الهى هستند عالم ، مريد ، قادر ، باشعور ، و به عبادت خدا مشغولند . آيه دوم نيز تأكيد ديگرى بر آيه الله نور السموات و الارض است ، چرا كه معناى ملكيت جهان هستى براى خدا آن است كه او قيوم است و همه چيز به واسطه او پابرجا و قايم است و بازگشت هر چيزى به سوى اوست : الا الى الله تصير الامور .
هامش
( 1 ) . نور ، آيات 41 و 42 .