در بعضى از روايات هم آمده است كه اسم اعظم از جمله اسماى حسناست كه پيش مردان خدا معلوم است اما پيش عموم مردم ناشناخته ، و شايد در همين رابطه حضرت فرموده اند :
« انَّ بِسم اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم اقْرَبُ الى اسْم اللهِ الْاعْظَم ( مِنْ بَياضِ الْعَيْنِ الى سَوادِها ) ؛ « 1 »
بسمله به قدرى به اسم اعظم خدا نزديك است كه سفيدى چشم به سياهى آن ، كمتر از آن است . »
عدهاى نيز معتقدند كه اسم اعظم اسم لفظى ناشناخته ايست كه وقتى آدمى به « مقام محمود » در نزد خدا برسد مىتواند هر چيز را كه بخواهد به فرمان خود درآورد .
البته به نظر ما اسم اعظم اسم خاصى نيست كه بين اسماى حسناى الهى ناشناخته باشد ، بلكه يك مفهوم كلى است كه مصداقهاى مختلف و متباينى دارد ، آن هم به تباين تشكيكى . مثل نور و اين مفهوم عبارت از رسيدن شخص به مقام لقا و فنا است . لذا كسى مانند رسول گرامى ( ص ) در مقام عالى و مصداق كامل اين مفهوم قرار دارند ، لذا خداوند مىفرمايد :
؛
ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى
« 2 » سپس نزديكتر و نزديكتر شد ، تا آن كه فاصله او به اندازه فاصله دو كمان يا كمتر بود .
لذا او اسم اعظمى است كه بر هر چه اراده كند توانا و قادر است . و كسى هم چون آصف بن برخيا كه بخشى از علم كتاب پيش او بود و - در آن حد - به مقام قرب رسيده بود نيز اسم اعظم است . همه انبيا نيز با وجود تشكيكى كه از سعه وجود ظلّى تعلقى در آنها بوده است ، اسم اعظم بوده اند و حقيقت « بسم الله الرحمن الرحيم » هم از آن جا كه وجود حقيقى و واقعى دارد اسم اعظم است . همچنين كلمه « الله » يا اسماى حسناى
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 6 ، ص 59 ، باب 11 ، ح 7346 .
( 2 ) . نجم ، آيه 8 و 9 .