آن خير دل گرم مىشوند و آرام مىگيرند و وقتى كه گرفتارى يى به او رسيد روى مىگرداند . او در دنيا و آخرت زيان كار است . زيان كارى آشكار هم همين است .
دوم ، ايمان استدلالى است كه به واسطه دليل عقلى اثبات مىشود . براى آدمى مفيد و مثبت نيز هست ولى مانع از انجام گناه نمىشود و محرك نيز نيست .
سوم ، ايمان قلبى است كه در دل داخل شده باشد و شخص ، قلبا باور كرده باشد كه هم محرك - شخص به جانب اعمال خير - است و هم مانع او از رفتن به سمت شر كه قرآن اين درجه از ايمان را « ايمان صادقان » شناخته است . كلام الهى است كه :
؛
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ
« 1 » مؤمنان كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده باشند و سپس نلغزند و شك نكنند و با مالها و جان هايشان در راه خدا به جهاد و كوشش بپردازند . راست گويان هم آن هايند .
پس در حقيقت اولين درجه ايمان همين درجه است . لذا در قرآن و روايات مىبينيم كه هر كس عملش ، ايمانش را تصديق نكند ايمان از او سلب مىشود . كلام الهى است :
؛
أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ
« 2 » آيا كسى كه دين را دروغ مىانگاشت ديدى ؟ همين كس است كه يتيم را از خود طرد مىكند و پس مىراند و به اطعام بى چارگان تشويق نمىنمايد . لذا واى بر نمازگزارانى كه رياكارى مىكنند و امكانات خود را در اختيار نيازمندان نمىگذارند .
هامش
( 1 ) . حجرات ، آيه 15 .
( 2 ) . ماعون ، آيات 1 - 7 .