راستينى به من عطا كنى تا آن كه بدانم جز آن چه تو نوشته اى بر سر من نخواهد آمد و مرا در زندگى به آن چه كه قسمتم نموده اى دل شادم كن . اى دل سوز ترين دل سوزان . »
از مراتب بالاى يقين آن است كه انسان خود را پيوسته در محضر ربوبى ببيند و به ملكوت آسمانها و زمين نظر كند و آخرت و نعمتها و بدبختىهاى آن را مشاهده نمايد .
از آن بالاتر ، آن است كه : وقتى قرآن مىخواند با خدا سخن بگويد و خداوند تعالى را صدا بزند و با پروردگارش مناجات كند .
از آن بالاتر ، صعود از مرتبه « علم اليقين » به « عين اليقين » و از « عين اليقين » به « حقّ اليقين » است كه توضيح آنها داده شد .
ه ) مرتبه مؤمنانى كه در كنار خداوند تعالى هستند . لذا خود ايمان هم داراى درجات و مراتبى است :
اول ، اسلام عمومى است و همان اسلامى كه قرآن در بعضى از آيات آن را معرفى كرده و فرموده است :
- ؛
قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
« 1 » اعراب باديه نشين گفتند : ايمان آورديم . بگو تا ايمان در دل هايتان جانگرفته است نگوييد « ايمان آورديم » بگوييد « اسلام آورديم » .
- ؛
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ
« 2 » بعضى از مردم هم خدا را به زبان و در ادعا بنده اند ولى وقتى كه خيرى به ايشان برسد از
هامش
( 1 ) . حجرات ، آيه 14 .
( 2 ) . حج ، آيه 11 .