معلوم است كه آيه شريفه ، شأن نزولش مُخَصِّص نيست ، لذا معناى آيه اين مىشود كه هر اعتقاد باطل يا عمل فاسدى كه از سر تقصير باشد عذرش پذيرفته نيست و جايگاهش جهنم است . چنان كه استاد بزرگوار ما نيز در الميزان در ذيل آيه شريفه به همين گونه استدال كرده و اين روايت را ذكر نمودهاند :
« إن الله تعالى يقول للعبد يوم القيامة عبدى أكنت عالماً ؟ فإن قال : نعم ، قال : له أفلا عملت بما علمت ؟ و إن قال : كنت جاهلًا ، قال : أفلا تعلمت حتى تعمل . » « 1 »
در روايت ديگرى آمده است كه :
« سُئِلَ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَنِ الْخاطى هَلّا عَمِلْتَ ؟ فَلَوْ قالَ : لَمْ اعْلَمْ حَتّى عَمِلْتُ فَقيلَ لَهُ : هَلّا تَعَلَّمْتَ ؟ ؛ « 2 »
در روز قيامت از فرد خطاكار پرسيده مىشود كه چرا كارى نكردى ؟ اگر بگويد : نمىدانستم تا كارى بكنم به او گفته مىشود : چرا پىِ تحصيلش نرفتى ؟ »
گروه سوم : انسانهاى قاصرى كه اعتقادشان فاسد است عملشان هم باطل است ، ولى نه به جهت تقصيرشان بلكه به جهت قصورشان .
و قصور داراى مراتب ومصداق هايى است كه از آن جمله :
الف ) حتى به ذهن شخص هم خطور نكند كه در پى حق يا اصلاح قصور خود باشد تا حق برايش اثبات شود و باطل رفع گردد .
ب ) جهل مركب ، او را فرا گرفته باشد يعنى در كسب جهل مركب هيچ گونه تقصيرى از خود نشان نداده باشد .
ج ) قدرت تفكر براى اثبات حق را نداشته باشد بلكه نسبت به مسائل دينى - چه اصول و چه فروع - كند ذهن و ابله باشد .
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 7 ، ص 383 .
( 2 ) . مضمون روايت قبلى است . ر . ك : بحارالانوار ، ج 2 ، ص 29 ، ( باب 9 ، استعمال العلم و الإخلاص . . . ) ، ح 10 .