وليد به فكر فرو رفت و بعد نظر گرداند و ابرو درهم كشيد و سپس گفت : او غير از جادوگر هيچ چيز ديگرى نيست . نديده ايد كه بين زن و شوهر و فرزندان و دوستان جدايى مىاندازد ؟ پس او جادوگر است و حرفى هم كه مىزند جادويى است كه اثر مىگذارد . « 1 » گروه دوم : جاهل و ناآگاه كه از جهت عقيده و عمل مقصّر باشد و در اين كه چنين كسى معذب خواهد بود و به جهت تقصير كارى اش مؤاخذه خواهد شد در بين فقها حرفى نيست بلكه بحث در صحّت اعمال اوست .
نظر مشهور در اين باره آن است كه اعمالش فاسد است . مگر در دو موضع « جهر و اخفات » و « قصر و تمام » .
ما از نظر فقهى با اين نظر موافق نيستيم ولى در عذاب چنين كسى به جهت تقصيرش بحث و اشكالى نمىبينيم . كلام الهى است :
؛
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَ سَاءَتْ مَصِيراً
« 2 » آن هايى را كه فرشتگان در حين ستم به خودشان جانشان را مىگيرند . از آنها مىپرسند : در چه حالى بوديد ؟ خواهند گفت : در روى زمين مستضعف بوديم . فرشتگان مىگويند : مگر زمين خدا پهناور نبود كه در آن هجرت كنيد ؟ ! لذا آنها جايگاهشان جهنم خواهد بود و آن جا چه بازگشت گاه بدى است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحارالانوار ، ج 9 ، ص 167 ؛ ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن ، ج 14 ، ص 147 .
( 2 ) . نساء ، آيه 97 .