به عبارت ديگر :
هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق * ثبت است بر جريده عالم دوام ما « 1 »
البته رسيدن به چنين مقامى نيازمند از خود گذشتن در راه خداست ، چنان كه از وجود چنين حسى و همتى در اصحاب رسول خدا ( ص ) مطالب و شواهد فراوانى نقل شده است :
جوانى براى تجارت به مدينه آمده بود . جذابيت رسول خدا او را گرفت و حلاوت ذكر خدا به او مزه كرد . وقتى كه اين خبر به گوش قبيله مرد جوان رسيد ، آنها پس از انواع تهديد و تطميعها ، دختر جوانى را پيش او فرستادند . مرد جوان فريب دخترك را نخورد و به او گفت :
« تو چه مىدانى كه نماز چه لذتى دارد ! ياد خدا لذتش از آن هم بيش تر و بالاتر است . »
تا جايى كه بالاخره دختر در حالى از پيش او بيرون مىرفت كه مىگفت :
« يا الَّله ! يا الّله ! يا الّله ! »
قبيله جوان جمع شدند و او را لخت و عور از خانه بيرون كردند . او به صفه رفت و مدام از رسول خدا مىخواست تا براى او دعا كند كه در راه خدا به شهادت برسد .
اين مقام ، مقامى است كه جز پاكان به آن دست نمىيابند .
كلام الهى است كه : ؛
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
« 2 » آن قرآن محترمى است كه در كتابى جا سازى شده و جز پاكان به آن دست نمىيابند .
هامش
( 1 ) . حافظ ، ديوان اشعار ، غزليات ، شماره 11 .
( 2 ) . واقعه ، آيه 77 - 79 .