لطف دعا
همانطور كه تكرار لفظ در دعا مثل تكرار يارب ، يا الله ، يا كريم ! و . . . لطفى است كه داراى حلاوت و طراوت است ، تكرار معنا در عبارات مختلف هم لطف در لطف است و حلاوت و طراوت خاصى به كلام مىبخشد .
« مدعو » در اين جملات خداوند تعالى است كه به الفاظ سيادت ، الوهيت و ولايت فرا خوانده شده است :
« يا سَيّدى وَ الهى وَ مَولاىَ »
« مدعو به » عبارت از كرامت و ربوبيت حق تعالى است كه در جمله « يا كريم يا رب » به صورت كنايه آورده شده است .
« مدعو له » همان دورى از آتش و رهايى از آن است .
« داعى » بنده دعا كننده اى است كه ظاهر و باطن ، قلب و جوارحش در برابر خداوند تعالى افتاده و فروتن است ، كه هم با عبادات بدنى و هم با عبادات قلبى به عبادت خداوند مشغول بوده است . گويى سخن او اين چنين است :
« من بنده اى هستم كه به وحدانيت تو اقرار دارم و به اين كه خداوند تعالى شايسته پرستش است معترفم . آگاه و آشناى شايسته اى هستم تا آن جا كه علم و عرفان در باطنم به وجود حق تعالى رسوخ كرده است . با زبان شكر گذارم و به وسيله استغفارى كه از دل برمىخيزد طلب آمرزش مىكنم و . . . . »
مطلبى كه در اين كلام آمده آن است كه معنا ندارد مولايى كه داراى فضل و كرم است آتش را بر بنده فروتنِ افتاده مطيعِ توبه كار كه به گناهان و خطاهايش اقرار دارد مسلط مىكند .