تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

لطف دعا

همانطور كه تكرار لفظ در دعا مثل تكرار يارب ، يا الله ، يا كريم ! و . . . لطفى است كه داراى حلاوت و طراوت است ، تكرار معنا در عبارات مختلف هم لطف در لطف است و حلاوت و طراوت خاصى به كلام مىبخشد . « مدعو » در اين جملات خداوند تعالى است كه به الفاظ سيادت ، الوهيت و ولايت فرا خوانده شده است : « يا سَيّدى وَ الهى وَ مَولاىَ » « مدعو به » عبارت از كرامت و ربوبيت حق تعالى است كه در جمله « يا كريم يا رب » به صورت كنايه آورده شده است . « مدعو له » همان دورى از آتش و رهايى از آن است . « داعى » بنده دعا كننده اى است كه ظاهر و باطن ، قلب و جوارحش در برابر خداوند تعالى افتاده و فروتن است ، كه هم با عبادات بدنى و هم با عبادات قلبى به عبادت خداوند مشغول بوده است . گويى سخن او اين چنين است : « من بنده اى هستم كه به وحدانيت تو اقرار دارم و به اين كه خداوند تعالى شايسته پرستش است معترفم . آگاه و آشناى شايسته اى هستم تا آن جا كه علم و عرفان در باطنم به وجود حق تعالى رسوخ كرده است . با زبان شكر گذارم و به وسيله استغفارى كه از دل برمىخيزد طلب آمرزش مىكنم و . . . . » مطلبى كه در اين كلام آمده آن است كه معنا ندارد مولايى كه داراى فضل و كرم است آتش را بر بنده فروتنِ افتاده مطيعِ توبه كار كه به گناهان و خطاهايش اقرار دارد مسلط مىكند .