تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
از اين روست كه در كلام اهل شعر و ادب وارد شده است :
اى روى دل آرايت مجموعه زيبايى * با وصل نمىپيچيم وز هجر نمىنالم
در دام تو محبوسم در دست تو مغلولم * ؛ مجموعه چه غم دارد از من كه پريشانم
حكم آن چه كه تو فرمايى من بنده فرمانم * وز ذوق تو مدهوشم در وصف تو حيرانم « 1 »
هم‌چنان كه روايت شده است ، آن‌ها در بهشت حيرت زده و مست اند نه بهشت را مىبينند نه حورش و نه قصورش را . پيداست كه اين مقام ، مقامى است كه جز پاكان به آن دست نمىيابند . لذا هر كس كه در عالم كثرت غرق باشد از اين لذت محروم خواهد بود :
كيست بيگانه ؟ تن خاكى تو * تا تو تن را چرب و شيرين مىدهى
گر ميان مشك تن را جان شود * مشك را بر تن مزن بر دل بمال
؛ كز براى اوست غم ناكى تو * جوهر جان را نبينى فربهى
روز مردن گند او پيدا شود * مشك چه بود نام پاك ذوالجلال « 2 »
رسول خدا ( ص ) فرمودند : « لَوْلا انّ الشَّياطينَ يَحُومُونَ عَلى قُلُوبِ بَنى آدَمَ لَنَظَرُوا الى مَلَكُوتِ السَّمواتِ وَ الْارضِ ؛ « 3 » اگر چنان چه شيطان‌ها اطراف دل آدمىزادگان نمىگشتند آن‌ها ملكوت آسمان ها و زمين را نظاره مىكردند . » لذا چنين كسى را اگر شمشير هم بر سرش فرود بياورند گناه نمىكند .
هامش
( 1 ) . سعدى ، ديوان اشعار ، غزليات ، شماره 412 . ( 2 ) . مثنوى معنوى ، دفتر دوم « گمان بردن كاروانيان كه بهيمه صوفى رنجورست » . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 60 ، ص 332 ، ( باب 3 ، ابليس لعنه الله و قصصه و . . . ) .