تفسير ادبى
« دقّت » و « رقّت » ضد غلظت است و هر دو به يك معنا هستند و در اين جا براى تفنن در عبارت آورده شده اند .
« انطوا » به معناى درهم پيچيدن است .
« لهجه » به معناى ورد زبان است .
« هيهات » اسم فعل است به معناى دور باد !
« شريد » به معناى فرار است و « تشريد » به معناى فرار كردن به سوى كسى است .
دو جهت مختلف
داعى در اين جملات ، دو بعد و دو جهت را در نظر گرفته است . يكى از جهت نهايت ضعف و ناتوانى خود كه مىگويد :
« يارَبّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنى وَ رِقَّةَ جِلْدى وَ دِقَّةَ عَظْمى »
يعنى بى نهايت خود را مقصر مىداند . درخواست كننده اى است كه از صميم قلب خواستار چيزى است ، همانطور كه بندهاى در برابر آقايش اظهار فروتنى مىنمايد فرموده است :
« وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْترافى وَ دُعائى خاضِعا لِرُبُوبِيَّتِكَ . »
ديگر از جهت نهايت قوت و توانايى خود ، چرا كه موحد بوده و خدا را مىشناسد و عاشق خداى تعالى است . مربوب اوست و در كنف حمايتش قرار دارد .
مدعو همان پروردگار بسيار با كرامت است كه نيكىاش تداوم دارد چرا كه فرموده :
« يا مَنْ بَدَءَ خَلْقى وَ ذِكْرى وَ تَرْبِيَتى وَ بِرّى وَ تَغْذِيَتى هَبْنى لِابْتداءِ كَرَمِكَ وَ سالِفِ بَرِّكَ بى . »
در اين فراز از دعا خدا را به كرامت و نيكى معرفى كرده و به تداوم كرم و نيكى قسمش مىدهد و از او آمرزش و رهايى از آتش جهنم را درخواست نموده است .