شيوه اعتذار
اعتذار كه براى رفع سرزنش و گناه آوره مىشود اگر از نظر عقل و شرع به جا باشد « عذر » ناميده مىشود ولى اگر بى جا باشد به آن « بهانه » گفته مىشود و قرآن نيز آن را به هر دو معنا به كار برده است :
؛
وَ إِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً شَدِيداً قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
« 1 » وقتى هم به گروهى از آنها گفته شود كه چرا مردمى كه خداوند آنها را به هلاكت مىرساند يا سخت عذابشان مىنمايد ، پند مىدهيد ؟ مىگويند از باب عذر خواهى به درگاه پروردگارتان است بلكه آنها هم با تقوا و خويشتن دار گردند .
اين نوع عذر آوردن در آيه « عذر موجه » است كه در قرآن به كار برده شده است . اما در اين آيه كه خداوند مىفرمايد :
؛
يَوْمَ لَا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
« 2 » روزى كه بهانه آوردن ستم گران برايشان سودى ندارد . آنها مورد طرد و نفرين قرار مىگيرند و بدجايگاهى خواهند داشت .
عذر غير موجه و بهانه آوردن پس از اتمام حجت در دنيا هست .
البته « عذرخواهى » از صفات كمالى است كه منشأ آن تواضع و انكسار است .
لذا هر كس داراى صفت فروتنى و افتادگى باشد از كارهاى ناپسندى كه در حق خالق يا خلق از روى فراموشى يا به جهت غلبه شهوت و هوا و هوس و فريب شيطان
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيه 164 .
( 2 ) . غافر ، آيه 52 .