لذا « جرجى زيدان » يكى از علل پيش رفت اسلام را وجود اشخاصى نظير « دحيه كلبى » دانسته است كه وقتى به عنوان سفير اسلام به روم رفت ، جزشترش كه او از شيرآن استفاده مىكرد - و شتر نيز از علف بيابان - هيچ چيز ديگر با خود نبرد .
در همين مورد نقل شده است كه شاعرى براى عمر بن عبدالعزيز كه مىخواست جلوى زياده روى و اسراف را بگيرد تا به اين وسيله جهان اسلام را به خودكفايى برساند شعرى خواند و از او صله و جايزه خواست .
عمر از او پرسيد : چه چيزى به عنوان صله مىخواهى ؟
شاعر در جواب گفت : خلفا دست كم اسبى ، خلعتى ، وجه نقد بى حد و حسابى به او مىدادند .
عمر از اين سخن حيرت زده شد و گفت :
به خدا قسم ! جز دو لباس و چهل درهم پول نقد هيچ چيز ديگر ندارم كه مىتوانم نصف آنها را به تو بدهم .
بنابراين ، عاقبت اسراف و زياده روى در مصرف اموال انسان را به فقر مىكشد ، فقر هم به كفر و فسق منجر مىشود .
اميرالمؤمنين على ( ع ) به فرزندش محمد بن حنيفه فرمود :
« يا بُنَىَّ ايّاكَ وَ الْفَقْر . فَانَّهُ مَنْقَصَةً فِى الدّين ، مُدْهِشَةً لِلْعَقْل ، داعِيَةً لِلْمَقْت ؛ « 1 »
اى نور چشم من ! از فقر بپرهيز كه موجب نقصان در دين است و مايه هراس و پراكندگى عقل و جلب كننده بدبختى است . »
و نيز فرمود :
« كادَ الْفَقْرُ انْ يَكُونَ كُفْرا
؛ « 2 » ديرى نمىگذرد كه فقر به كفر تبديل مىشود . »
هامش
( 1 ) . نقل به مضمون ، ر . ك : نهج البلاغه ، حكمت 319 .
( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 307 ، ( باب الحسد ) ، ح 4 . .